Showing posts with label حقوق بشر. Show all posts
Showing posts with label حقوق بشر. Show all posts

Wednesday, September 12, 2007

به دنبال شعاع نوری برای روشن کردن نیمه ام که در سایه به دنبال خود می کشم..

چرا جنبش زنان در ایران همه گیر نمی شود؟ جنبش زنان در ایران همواره در کنار سایر جنبش های اجتماعی چون جنبش های کارگری ودانشجویی و...قرار گرفته اما این جنبش هیچ گاه نتوانسته در بین لایه های مختلف جامعه نفوذ کند و به عنوان یک جنبش فراگیرشناخته شود. برای این امر دلایل متفاوتی می توان ذکر کرد از جمله اینکه هر جنبش اجتماعی دارای حداقل سه ویژگی مهم می باشد:

اول :هدف که می توان به عنوان مهمترین ویژگی ذکر کرد

دوم:رهبر

سوم:اعضا

اول:جنبش زنان در ایران در هر دوره با هدف های مختلفی چون تلاش برای به دست آوردن حق رای ، مبارزه با قوانین تبعیض آمیز عیله زنان، مبارزه با خشونت علیه زنان ...داشته است. اما در دوره های اخیر گم شدن اهداف یا کم رنگ شدن برخی وبرعکس برجسته نشان دادن برخی دیگر بدون دسته بندی کردن یا در نظر گرفتن اهداف که خواست اکثر زنان در جامعه ایرانی است سبب گشته تا این جنبش قدرت زیادی از خویش به نمایش نگذارد . دوم :رهبران این جنبش به دلیل نداشتن ابزارهای تبلیغاتی چون رسانه های مختلف یا تلاش های مخفیانه جهت ناشناخته ماندن آنان همیشه منزوی مانده اند . سوم: بیشترین قشر جامعه زنان در ایران را زنان عامه تشکیل میدهند یعنی زنانی که مهمترین وظیفه خود را مادر شدن، همسرداری ومراقبت از فرزندان خود می دانند .این گروه به دنبال نقشی فراتر از جایگاه تعیین شده توسط جامعه نیستند.بنابراین شکاف عمیق ایجاد شده بین سران واعضا نیز سبب بی رمقی این جنبش گردیده. تلاش عده ای نیز که به دنبال حقوق قانونی وجهانی برای خود می باشند عموما به خاطر دلایلی که به صورت مختصر در بالا به آنها اشاره شد (هر چند که این دلایل خود قابل بسط می باشند ومی توان هر کدام را به صورت مقاله ای جداگانه مورد بررسی قرار داد) سرخورده شده وبی نتیجه می ماند.

Saturday, August 4, 2007

بازی که سرگرمی نیست

کسی من را به این بازی دعوت نکرده.من هم کسی را دعوت نمیکنم.اصلن این بازی کلن با بقیه بازی های وبلاگستان توفیر دارد.این یکی لذتی که ندارد هیچ دلت میخواهد کاش اصلن نبود.کاش نیازی به آن نبود.

نه فقط به خاطر آرش خاندل که دوست هستیم و مدت هاست که از حالش بیخبرم ,به خاطر تسکین خودم بازی میکنم.میدانم.انهایی که میگویند با این کارها هیچی درست نمیشود حق دارند.چیزی درست نمیشود.گفتم که,برای تسکین خودم بازی میکنم.میخواهم یادم بیاید هنوز از آن همه شور و شوقی که خیال میکرد میتواند چیزی را تغییر دهد و زیر شکنجه و توهین و تهدید فراموش شد ذره ای مانده.شاید احمقانه باشد.چند نفر مثلن چهار صد پانصد نفر آن هم وبلاگ نویس که معلوم نیست کی هستن و کجا بیایند و در اعلام همبستگی با دانشجوهای زندانی چکار کنند!؟اسم وبلاگشان را یک روز عوض کنند!که چی؟احمقانه نیست؟نه نیست. گفتم که برای تسکین خودم بازی میکنم.اعلام حمایت میکنم حتی اگر یک نفر باشم.وبلاگم تنها جایی است که به من تعلق دارد و همین کار کوچک از دستم بر میآید.

کمی احساساتی شدم. ولی به هر حال زندان جای این دوستان ما نیست.به نظرم چنین کاری بسیار با ارزش است. نیازی به فلسفه بافی هم ندارد.همان جور که من بی دعوت نامه وارد این بازی شدم شما هم میتوانید. برای کسب اطلاع به این وبلاگ مراجعه کنید.

Monday, April 9, 2007

امضا براي ابدالي

سلام از وقتي خودمان راکلمه كرده ايم و راه افتاده ايم توي خيابانها ،‌ از وقتي شط شده ايم خط شده ايم به خط بزنيم ،‌ بي جهت شده ايم ،‌ چرا صداي مان نباشد؟ چرا از ما عكسي نه ؟ من علی ابدالی را خيلي كم مي بينم ،‌ نه اينكه كم ببينما ، نه ،‌ فاصله ي بين من و او بعيد است ؛‌ يعني بين من و ابدالي فاصله خيلي بعيد است ولي مي توانم دست هام را دراز كنم گونه هايش را لمس كنم ؛ يعني دست او از دست من كلمه مي خواهد ؟ يعني او اولين است ؟ صدايش را دارد ؟ عكس اش را چي ؟ الان من به چي لينك بدهم ؟ به گربه مثلا ً ؟ يا دزد ؟ يا به قسمت دوم ابرهه كلاس دوم دبستان ؟ يا توي همان خطوط كج و معوج كه برسيم به آب بابا داد بمانيم ؟ يعني ارتش راه بياندازيم ؟ راستي ارتش سري يادتان هست ؟ راست اش من هيچ وقت از رايش سوم نترسيدم چون هيچ وقت همدوره ي رايش سوم نبودم ،‌ آدم تا همدوره ي چيزي نباشد مگر مي ترسد ؟ بگذار كلمه بگذاريم دهان ابابيل ؟ ابرهه اين همه مدت از ما باشد ؛ يعني فيل مي تواند اين را بكشد ؟ اما مورچه كه كشتن ندارد اصلا بيا پشه بشيم بريم تو دماغ نمرود ؛‌ اصلا چرا شلوار از پاي چند نفر نكشيم ؟ الان كه دارم با كيبورد عشق مي كنم با كيبورد حال ميكنم با كي برد مي كنم ؟ احساس مي كنم بعضي دهنا بايد سرويس بعضي دستا بايد برن پيش باباشون ؛ يه قسمتايي هست ؟! پيش ننه شون ؛‌ مي دوني من وقتي راه مي افتم كلمه كيه ؟ مي دوني علي ابدالي دو كلمه س علي + ابدالي شايد هم سه كلمه ، شايد هم بيشتر چون اين وسط ايلام هست ،‌بلوط هست و كوه هايي كه ريختن اطراف ما و با مشت بزنن دهن هر كي دندون ؟‌هه هه هه استخون كيه ؟ دنده كيلويي چند ؟ هي با توام يارو گشنه ته ؟‌تشنه ته ؟ ميبينی شاملو با كلمه ها آب مي خوره ! گفته بودم كه علي ابدالي دو كلمه س ؟ علي + ابدالي بعد پاي الخ مياد وسط ؟ من الان دارم في البداهه يه چيزايي مي گم و به جون مادرم يكي ديگه داره في البداهه يه چيزاي ديگه مي نويسه اين وسط علي ابدالي كجاس خدامي دونه دارم مي گردم دنبالش بهش لينك بدم كجاس ؟ چرا پشت سر من نوشته 10 درصد تخفيف براي اعضا و دانلود و اينا هم هست راستي دنبال يه متصدي خانم هم مي گردنه ي باتوام خوشكله ؛ چرا من بايد توي اين سطر ها بميرم كه يارو بياد بگه اين قسمت اش آره اين قسمت اش نه بعد اينجاشو دسن كنه بگه خوبه ماماانيه ؟‌علي كجايي ؟ از شوخي گذشته الان هر چي فكر مي كنم يادم نيس قبل از علي كسي شعر ديجيتال گفته باشه حالا اين كه به ديجيتال باور دارم يا نه بماند