Showing posts with label دیوید لینچ. Show all posts
Showing posts with label دیوید لینچ. Show all posts

Sunday, March 29, 2009

In Heaven Everything Is Fine.

البته هنوز که یک هشته بیشتر ازش نگذشته ولی از همون روز اول سال باید حدس می زدم با چجور سالی طرفم! از همون روز اولی که خندون خندون چادرو رفتم به سمت سربالایی ماشینو از دایی اینا بگیرم برم از توی شهر سیگار بگیرم برگردم و هزار متر از چادر دور نشده بودم حسین و زن و بچه ش رو دیدم نشسته بودن پای یک درخت و چند دقیقه بعد سرمو گذاشته بودم روی داشبورد و اونقد زار زدم که طاقت صمد تاق شد و مسیر برگشت با چه حالی اومدم خدا می دونه.

امسال روز اول سال رو با گریه های شدید شروع کردم خدا تا آخرش به خیر کنه

خیلی از احساس هایی که به آدم دست می ده، اگر آدم قوی باشه، می تونه کنترلشون کنه و حتا راه های مناسبی برای تغییرشون پیدا کنه، مثلا حس دلتنگی، بیقراری، دربدری، . . . . منظورم این نیس که همیشه می شه به راحتی اینا رو تصحیح کرد، نه؛ بعضیاشون باید کلی شرایط دست به دست هم بده که بشه ذره ای جابجاشون کرد؛ اما یه حسی هس که به نظرم لاعلاجه، فک می کنم هیچ رقمی خوب نشه مگه با مرگ آدم اونم عذاب وجدانه؛

نمی دونم چرا توی نقدایی که بر فیلم کله پاک کن لینچ خوندم هیچ کدوم به این موضوع اشاره ای نکرده بودن، فقط من و صمد – همونی که توی مسیر برگشت کلی بهم دلداری داد – متفق القول بودیم که کله پاک کن تجسد حس عذاب وجدان آدمه؛

حرفای زیادی برای گفتن هست، اوضاع زندگی م اما به شدت نابسامان تر ازین حرفاس همین چند خط رو هم که نوشتم کلی به خودم حال دادم.

Eraserhead (کله پاک کن)

محصول 1977 آمریکا، کمپانیAmerican film institute (AFI)

موسیقی،تدوین، نویسنده و کارگردان: دیوید لینچ

فیلمبرداری: هربرت کاردول، فردریک المز

با بازی: جک نانسی(هنری اسپنسر)، شارلوت استیوارت(مری)، الن جوزف(پدر مری)، جین بیتس(مادر مری)، جوریت رابرتس(زن خوشکل)، جک فیسک(مرد سیاره ی دیگر)، جین لنج(مادربزرگ)

89 دقیقه / سیاه و سفید

(در حق این فیلم بد کردم، جا برای حرف زدن خیلی داشت حتا یادم رفت بگم از بهترینای لینچه)

Wednesday, January 14, 2009

Leading you down into my core

مالهالند درايو

MULHOLLAND DR.

نويسنده و كارگردان: ديويد لينچ

محصول 2001 فرانسه و آمريكا

147 دقيقه

برنده ي جايزه بهترين كارگرداني از جشنواره كن سال 2001 به رياست ليو اولمان

يك فيلم عجيب و غريب از لينچ كه بعد مدت ها بالاخره تونستم ببينمش؛ فيلم فوق العاده اي بود از هر نظر؛ مثل Lost Highway؛

درباره ي اين فيلم حرف زياد هست مخصوصا در اين باره كه موضوع فيلم چيه و كجاهاي فيلم روياس و كجاهاش بيداري؛ نسخه ي دي وي دي اي هم كه توي بازار هست يك متن تكست مفصل همراش هست كه نويسنده ش توش نوشته سي بار شايد هم بيشتر فيلم رو ديده و اينا رو از توش دراورده كه من البته فكر مي كنم ترجمه ي يكي از ليتكاي IMDB هستش ! مهم نيس؛

نكته ي مهم فيلم اينه به نظرم كه فيلم با وجود ظاهر عجيب و غريب و يه جورايي گمراه كننده ش دست ميذاره روي احساسات آدم؛ و اين اون جادوي سينماس؛ وقتي حتا نمي دوني چه اتفاقي داره مي افته و اصلا مطمئن نيستي فيلم درباره ي چيه اما مي بيني احساساتت به شدت تحريك شده ن درست مثل خواب و اين نهايت هنرمندي يك هنرمنده كه فرم و محتواي فيلمش انقدر در تناسب و هماهنگي باشن با هم.

یک اتفاق خیلی بد افتاده و من دارم از چی حرف می زنم مالهالند، لعنت به این زندگی

Saturday, March 15, 2008

من ترجیح می دم درونم دریا باشه تا امپراتوری

الف :توی این بند فقط می خوام پز بدم چن تا فیلم از لینچ دیدم منظور دیگه ای ندارم می تونین برین بند "ب" رو بخونین !

برای من دیوید لینچ از Lost Highway شروع شد، فیلمنامه ش رو حسین بهم داده بود، تا حالا با همچین چیزی برخورد نکرده بودم، خدا می دونه چند بار دیدمش و چند بار با چند نفر درباره ش حرف زدم، توی نمایشگاه کتاب 84 یا 85 بود که هنر امر متعالی مبتذل (اسلاووی ژیژک، ترجمه ی مازیار اسلامی، نشر نی، 1200 تومان) رو خریدم و دونستم می شه تا ابد درباره ی این فیلم نوشت و حرف زد و هیچ وقت هم این حرفا تموم نشه؛ بعد تر وقتی اون همه جنایت و رنج رو زیر اون لایه ی مخملین و خوشکل توی Blue velvet دیدم از لینچ بیشتر خوشم اومد. اونقد از این بشر خوشم اومده بود که حاضر شدم بشینم پای شبکه چهار و نسخه ی دوبله ی Elephant man رو ببینم (از دوبله بدم میاد) و دیگه می دونستم هر وقت قراره فیلمی از لینچ ببینم باید جا بخورم و این جا خوردن وقتی بیشتر از همه بود که فیلم خیلی ضعیف Wild at heart رو دیدم فیلمی که دست بر قضا جایزه ی کن رو هم برده و من هنوز فکر می کنم این جایزه رو به لینچ دادن نه به اون فیلم. Dune از معدود فیلمای عمرم بوده که نصفه نیمه ولش کردم و نتونستم تا ته ببینمش. Twin Peaks رسما ً گیجم کرد و کم مونده بود قاتی کنم که سیا اون خطابه ی استثنایی ش رو توی پارک شروع کرد و نمی دونم چرا هیچ وقت پستش نکرد و بعد فهمیدم سیا چقدر خوب این فیلمو که من اصلا نفهمیده بودم فهمیده بود. Eraser head یک سالی می شه که توی کمدم داره خاک می خوره، هیچ زیرنویسی نداره (تو بگو حتا زیر نویس مالایایی) و من نمی دونم چجوری باید به دی وی دی زیر نویس اضافه کنم.

ب : و بدان که این جهان خیال اندر خیال اندر خیال است. شیخ عبدالکریم جیلی

حرف زدن درباره ی بعضی فیلم های لینچ )همونایی که بهشون میگن فیلمای لینچی) یکی از سخت ترین کارای دنیاس، چه بخوای ارتباط نشانه ها رو پیدا کنی چه دنبال تعابیر و تفاسیر فیلم بگردی یا خیلی ساده تر، حتا اگه بخوای بگی فیلم درباره ی چیه و داره چه اتفاقایی می افته بازم کارت خیلی سخته. (تعجب می کنم بعضی از سایتا خلاصه ی امپراتوری درون رو هم نوشته ن). Inland Empire هم ازون دسته فیلماس، به نظرم بهترین راه اینه که فیلمو ببینی نه این که تماشا کنی، نمی خوام با کلمه ها بازی کنم فقط منظورم اینه که نه مثل فیلم های دیگه و نه مثل همه ی چیزای دیگه ای که دیدن درباره شون به ساده ترین معنی صدق می کنه نمی شه این فیلمو اونجوری دید. باید این فیلمو ببینی مثل وقتی که خواب می بینی یا بهتر بگم وقتی که کابوس می بینی. بهتره بهش تن بدی، بهتره سعی نکنی از کابوس بیدار شی، حتا به نظرم بهتره دنبال تعبیر کابوسات هم نباشی، باید این فیلمو ببینی توصیه ش کنی به دیگران، همین.

گفتم که حرف زدن درباره ی فیلمای لینچ خیلی سخته؛ انتظار نداشته باشین یه چیز درست درمون از آب دربیاد، همین دیگه

Inland Empire by David Lynch

پ. ن. از تویین پیکز خوشم نیومد بعد که سیا درباره ش حرف زد فهمیدم من مخاطب اون فیلم نبودم ولی سیا بوده، فک کنم مخاطب این فیلم هم سیا باشه، منتظر پستش می مونم.