اگر اين تجربه را داريد كه از تنهايي پناه برده باشيد به دوستي با كسي كه نديده ايدش و شروع كنيد با او نامه نگاري – اسمس، ايميل و كامنت هم نامه حساب مي شوند – و تنهايي تان را با او در ميان بگذاريد چه بسا درددل هم بكنيد و بعد كم كم ببينيد بهترين دوست تان و تنها ترين دوستتان همين آدم شده است آب دستتان است بگذاريد زمين برويد اين انيميشن مري و مكس را پيدا كنيد ببيند چجوري يك دختر بچه ي هشت ساله ي استراليايي كه چشم هاش رنگ اب گل آلود است و روي پيشانيش يك لكه به رنگ مدفوع دارد و كارتون نوبلت ها را دوست دارد و شكلات دوست دارد و مادرش دائما مست است و پدرش كاغذ هاي تي بگ را مي چسباند رويشان و خودش يك خروس دارد كه وقت هايي كه از باران خيس خورده و آورده باشدش توي خانه پاي تلويزيون همزمان كه شير غليظ و شيرين مي خورد و بوي خروس خيسش را مي شنود و كارتون نوبلت ها را مي بيند بهترين وقت زندگيش است چجوري با يك مرد چهل و چند ساله نيويوركي كه كارتون نوبلت ها را دوست دارد و دو تلويزيون دارد كه يكي شان صدا ندارد و يكي تصوير و شكلات دوست دارد و به شدت چاق است و تنها دوست مي شود.
ببينيد چجور چه دختر بچه اي باشي هشت ساله در روستايي در استراليا چه مردي چهل و چند ساله در نيويورك چه پسري بيست و چند ساله در ايلام چه دختري بيست و چند ساله در بندرعباس چه مردي در تبت چه زني در پرو . . . .تنهايي و بي پناهي و آن حس مشترك را درتان بر مي انگيزاند درگيرتان مي كند .
آن تجربه اي كه در بالاتر گفتم را اگر نداريد مهم نيست، آب اگر دستتان است بخوريدش و برويد اين انيميشن را گير بياوريد ببينيد.
مري ومكس
محصول 2009 استراليا
نويسنده و كارگردان: آدام اليوت
80 دقيقه، سياه و سفيد و رنگي