"و تو ای قدرتی که کمر به خدمتش بسته ام
باز گو کیستی
قدرتی که همواره خواهان شر است
و همیشه خیر، عمل می کند"
از كتاب فاوست اثر گوته
در پست قبلي به رمان مرشد و مارگريتا اشاره كردم و نمي دانم موفق بودم عظمت اين شاهكار كم نظير – اغراق نيست اگر بگويم بي نظير – را بيان كنم يا نه؛ اگر توانسته ام كه خدا را شكر اگر هم نه، از من بپذيريد فراتر از يك اثر ادبي است؛ خلاصه ي داستان را مي توانيد با يك سرچ ساده پيدا كنيد اما به نظر من هيچ خلاصه اي براي اين رمان نمي تواند مناسب باشد؛ به نظرم رمان دارد در جاي ديگري اتفاق مي افند؛ نشانه هايش را مي توانيد در برخي صحنه ها ببينيد؛ به نظرم با يك بار خواندن فقط مي توان لذت عميق آن را تجربه كرد اما براي اشراف به آن لازم است دست كم دو بار خوانده شود؛ عميقا و شديدا معتقدم بايد همه دانشجوهاي هنر حداقل سه واحد مرشد و مارگريتا پاس كنند. همين!
مرشد و مارگريتا
نوشته ي ميخاييل بولگاكف
ترجمه عباس ميلاني
453 صفحه
من چاپ چهارم كتاب را خواندم كه انتشارات تنوير در آورده گويا خوشبختانه تا چاپ هفتم هم رفته