چاه از بالا:
در چاه هاي پير هرچه كلنگ بزني آبي بيرون نمي آيد و آب كه نيايد بايد هم منتظر باشي آن يكي ديگر تن بدهد به زلال ِ يكي ديگر. اين را خيلي ها مي دانند - مثل آبسالون ِ روز خشم و حكايتش با آن و مارتين كه تازگي ها گفتيم – آنها هم كه آب تني نكنند، توي سايه دراز مي كشند و به خنك ِ روان از روي پوست شان فكر مي كنند و رويا كردن سهم كساني است كه رودخانه اي در آستين ندارند.
چاه از كمر:
از شب هايي كه با فكر خودكشي آرام مي شويم تا روزهايي كه نقشه مي چينيم براي مرگي اتفاقي، جوري كه بگويند "عجب، بدشانسي آورده"، يا "قسمت" و از پس هيچ كدام كه برنمي آييم خانه نشين ِ كابوس هاي ِ شبانه و دلهره هاي بيداري مي شويم.
چاه از ته:
چاه The Well)) ، فيلم كوتاهي است از بايرام فضلي؛ تهيه كننده و كارگردان و نويسنده و فيلمبردارش خودش است؛ بازيگرانش هم مهتاب زهرابي، حيدر حاج هاشمي، روح اله نادر پور و حسين صادقي هستند. محصول 2002 است. پانزده دقيقه هم بيشتر نيست.
فيلم را كه ديدم حس كسي به من دست داد كه توي تاكسي وقتي راننده مي خواهد بقيه پولش را برگرداند روي دست راننده همان خالكوبي اي را مي بيند كه توي سال هاي زندان رسم بود و يك دفعه همه ي آن بيست سال حبس اوار مي شود روي سرش؛ به نظرم بايرام فضلي هم روزهايي را در يغما بوده كه توانسته اين فيلم را بسازد.