۱- قادر نیستم از چیزی جز عشق سخن گویم،اگر چه از آن چیزی نمیدانم.کوشیده ام،نمیتوانم و ملال خاطر همچون جزایی عاجل در میرسد.نسبت به هر آنچه از سنخ معلومات است بی اعتنایم.حتی شناختی که از خویش دارم مرا از فرط ملالی عمیق از پای می افکند:خویشتن را در هیچ تصویری، در هیچ حکایتی، در هیچ خاطره ای بازنمیابم.گویی هرگز اینجا نبوده ام. فرسودگی /کریستین بوبن
۲- پاریس را اغلب شهر عشاق مینامند و به خاطر بوسه هایش مشهور است(ما که البته، هنوز سعیی در صفایش نکرده ایم!) این میشود که وقتی به بیست کارگردان از جمله :گاس ون سنت،تام تیکور،برادران کوئن،والتر سالس،ژرار دیپاردیو و دیگران گفته میشود درباره پاریس فیلم کوتاه بسازند اغلب درباره عشق صحبت میکنند.هر کس هم به زبان خود.اصلا نکته جالب توجه اینست که فیلمسازان بزرگ حتی زمانی که فیلم کوتاه میسازند هم امضایشان را پای اثر میشود دید.
همه جور عشقی را تجربه خواهید کرد: از عشق در یک نگاه زمانی که کاسه تنهایی لبریز میشود،عشق سر به راه کننده به دختری محجبه و مسلمان،عشق به همجنس، عشقی دیوانه وار،عشق پسری کور که نمیتواند از زیبایی ناتالی پورتمن صرف نظر کند ،عشق سالهای جوانی،عشق در پیری و خلاصه همه جوره هست.
اما قطعه ی مورد علاقه من Parc Monceau ساخته الفونسو کواران بود هر چند کار والتر سالس را هم خیلی دوست داشتم.
paris Je taime
ساخته جمعی از کارگردانان
محصول فرانسه،لیختن اشتاین و سویس
۲۰۰۶
۳- اگر میخواهید یک مجموعه داستان کوتاه خوب و دوست داشتنی بخوانید«دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد» را توصیه میکنم.دوازده داستان باز هم اغلب درباره عشق و روابط انسانها.نوشته آنا گاوالدا نویسنده جوان فرانسوی.بیان گاوالدا فوق العاده نیست اما آنقدر صمیمی ست که به دل مینشیند.خصوصا زمانی که راوی زن باشد مثلا در «در حال و هوای سن ژرمن» راستش خیلی شگفت زده شدم وقتی که دیدم زنها به چیزهایی که توجه نمیکنند!ولی اگر یکی از داستانها را به عنوان داستان اول این مجموعه انتخاب کنم «سال ها» را انتخاب میکنم.
دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد/آنا گاوالدا/الهام دارچینیان/نشر قطره
پ.ن: این فیلم و این کتاب را با هم دیدم و خواندم.به خاطر شباهتهایشان بهتر دیدم که با هم معرفیشان کنم .شما هم اگر با همشان کنید بهتر است.