Thursday, February 14, 2008

عشق، صلح و دیگر هیچ

الف : قول / چن کایگه

چن کایگه بعد از فیلم غیر قابل دفاع Killing me softly فیلم Together را می سازد که من ندیده امش و بعد فیلم قول را؛

قول، فیلم جالبی ست مبتنی بر افسانه های شرقی و با تاکید بر جلوه های دیداری زیبا؛ این که کایگه دوباره به فضای افسانه ها و اسطوره های شرقی برگشته است را باید به فال نیک گرفت اگرچه به نظرم هرگز به دامنه های قله ای که سال 93 با بدرود محبوبم فتح کرد هرگز نرسید. فیلم جالبی ست که باید دید.

ب: قهرمان / ژانگ ییمو

می خواستم درباره ی قهرمان – ژانگ ییمو – پست جداگانه ای بنویسم اما دیدم بهتر است همینجا درباره اش بنویسم، چراکه با مقایسه ی قهرمان با قول می توان به نقطه ضعف های قول بیشتر پی برد و قهرمان را بیشتر ستود.

به نظرم چیزی که باعث می شود قهرمان را چند سر و گردن بالاتر از قول بیابیم این است که می توان فرض کرد ییمو قهرمان را در ستایش صلح ساخته است و این بار ِ معنایی ست که سبب می شود زیبایی های دیداری فیلم و کارهای تکنیکی آن به مراتب جذاب تر و دلنشین تر از اب دربیاید؛ قهرمان هم بر اساس فضای اسطوره ای افسانه ای چین ساخته شده است ( مثل قول ) با این تفاوت که مفهوم انسانی صلح اینجا به شکل پررنگی ارزش کار را دو چندان می کند – چیزی که در قول خلا آن حس می شود این است که درونمایه ی فیلم کجاست؟ آن چیزی که جدای از جذابیت های دیداری آدم را به وجد بیاورد کو ؟ - این است که قهرمان را فیلمی دلنشین می یابیم که حتما باید دید

ج: مگر کسی که به زندان عشق دربند است

اما ییمو کار را به همین جا ختم نمی کند؛ در ادامه، بر بستری از تخیل وفانتزی، فیلمی می سازد در ستایش عشق – برداشت شخصی خودم است – فیلمی تکان دهنده سرشار از موقعیت های انسانی پیچیده که ذهن آدم را به بازی می گیرد و من و سیا را تا پاسی از شب در خیابان ها آواره می کند و اخرش هم نمی توان به نتیجه ای رسید که مثلا ً بله حق با این بود نه آن.

خانه ی خنجرهای پران را یک شاهکار می دانم.

یادم رفت در باره ی استفاده ی هنرمندانه ی ییمو از رنگ و صدا بنویسم، شاید بعدا مفصل درباره ش نوشتم.

Tuesday, February 12, 2008

معرفی یک مجموعه شعر خوب

در این دوره ای که شعر به سختی دارد نفس می کشد، چاپ مجموعه ای خوب و خواندنی که لحظه های خوبی را به آدم هدیه می کند غنیمت است.

مجموعه ی کم کم کلمه می شوم، تازه ترین مجموعه ای است که از جلیل صفربیگی چاپ شده مجموعه ی رباعی های اخیر او به اضافه ی گزیده ای از دفترهای پیشین.

رباعای هایی که ارزش این را دارند که برای بار چندم خوانده شوند و این در زمانه ای که شعر دارد به سختی نفس می کشد غنیمت است.

خوشبختانه، تهیه ی این کتاب به سادگی امکان پذیر است، کافی ست آدرس خود را برای جلیل صفربیگی بفرستید ( می توانید کامنت بگذارید یا ای میل بزنید ) قیمت کتاب هم 2500 تومن است که احتمالا اگر به تعداد بخرید تخفیف هم می گیرید ( قول می دهم هدیه ی مناسبی ست برای یک دوست اهل دل )

برای تهیه ی کتاب اینجا را کلیک کنید.

Sunday, February 10, 2008

وداع با بلاگرولینگ!

این روزا بلاگرولینگ عزیز مشکلات زیادی داره و به کل اعصاب همه رو به هم ریخته.اکثر اوقات خود سایت بالا نمیاد چه رسد به اینکه بشه پینگ کرد.معلوم هم نیست که این مشکل تا کی قراره ادامه داشته باشه.به مسئولین سایت هم میل زدم جوابی ندادن.جز اینکه بررسی میکنیم.به هرحال به نظرم باید دنبال جایگزینی برای بلاگرولینگ باشیم.ظاهرن به خاطر همین مشکلات گوگل ریدر عزیز و بسیار دوست داشتنی قابلیت جدیدی رو اضافه کرده که تا حدودی این مشکل رو حل میکنه.در این روش شما میتونین لیستی از فید هایی که توی گوگل ریدر اضافه کردین رو به وبلاگتون اضافه کنین و در صورت آپ شدن اونها توی وبلاگتون آخرین وبلاگهایی که آپ شدن رو نشون بدین.(اگه نمیدونین فید چیه؟گوگل ریدر کدومه؟ومشکلاتی از این دست این روال به دردتون نمیخوره.بهتره اول با این مفاهیم آشنا بشین.این کار هم آسونه کافیه تو گوگل سرچ کنین.فارسی یا انگلیسی به راحتی میتونین به توضیحات کاملی دست پیدا کنین.(اگه نمیدونین سرچ چیه ؟گوگل کجاست ...برین یه چایی واسه خودتون بریزین با نبات بخورین.بعدش هم یه اسپند دود کنین و واسه خودتون جشن تولد بگیرین واز این جور کارا!!!:) )روال کار به قرار زیر است:

1-اول از همه نرم افزاری رو باز کنین که باهاش بشه تو اینترنت یه سایت رو بالا آورد.مثل اینتر نت اکسپلورر.اپرا.نت اسکیپ و اینجور چیزا.ولی من فایر فاکس رو پیشنهاد میکنم.

2-گوگل ریدر رو باز کنین.و اسم کاربری و رمز عبورتون رو وارد کنین.اگه این کار رو تا حالا نکردین کافیه یه اکونت جیمیل داشته باشین با همون میتونین وارد شین.

3-سایت ها و وبلاگ های مورد نظرتون رو اضافه کنین.اون سایت هایی رو که میخواین تو وبلاگتون نمایش داده بشه رو تو یه زیر شاخه ی جدید قرار بدین.

4-از گزینه settingsگزینه tag رو انتخاب کنین.به صورت پیش فرض همه ی تگ ها شخصی هستند.با فشار دادن آیکون نشون داده شده تو شکل این تگ رو public کنین.

5-چند لینک به جلوی تگی که میخواین تو وبلاگتون بزارین اضافه میشه.به شکل دقت کنین.

.

6-یه صفحه باز میشه به شکل دقت کنین.

من شروع کردم ولینک دوستان به تدریج اضافه میکنم.حالا اگه هر کدوم آپ کنن توی این لیست نمایش داده میشن.همچنین میشه عنوان پستشون رو هم ببینین.البته این روش مشکلات زیادی داره. مخصوصن اگه با گوگل ریدر آشنا نباشین.توصیه میکنم از همین الان کار کردن با گوگل ریدر رو شروع کنین.این روش یه حسن مهم داره.لازم نیست جایی پینگ کنید.همین که آپ کنین کافیه.یه مشکلی که وجود داره اینکه همه ی دوستان برای وبلاگاشون فید طراحی نکردن.که امیدوارم هر چه زودتر این کار رو بکنن.اگه مشکلی داشتین بپرسین.اگه بلد بودم جواب میدم.برای بزرگ دیدن عکسا روشون کلیک کنین. البته دوستان یه روش دیگه ابداع کردن که مفصل تره ولی به نظرم همین حد کار ما رو راه میندازه.

خوشیم به خوشیتون

Tuesday, February 5, 2008

این کارتو ندیده میگیرم چن

فکر می کنم خیلی اخلاقمندی هنری می خواهد که آدم برسد به مرحله ای که بگوید ترجیح می دهم درباره ی فیلم هایی که دوست ندارم سکوت کنم، حرفی که سال ها پیش وندرس عزیز زد، اما من نمی تونم این جوری باشم، فکر می کنم این هم جزوی از وظایف من است که سهمی در گلچین کردن اثار هنری داشته باشم و البته نمایاندن آثار سخیف به مخاطبین این وبلاگ!

نمی دانم چه اتفاقی افتاده که کایگه بعد از فیلم های قابل تحسین و قابل ستایشی چونfarewell my concubine و Temptress Moon تصمیم می گیرد فیلمی بسازد که هیچ کدام از نقاط قوت فیلم های قبلی اش را که ندارد هیچ، کلی هم نقطه ضعف داشته باشد.

بی منطقی های فراوان فیلمنامه، کارگردانی ضعیف، شخصیت های غیر قابل باور، اتفاقات بی دلیل، همه و همه دست به دست هم می دهند تا فیلم Killing Me Softly را تبدیل به یک فیلم غیر قابل دفاع بکند.

چیزی که برایم جالب بود این بود که تا یک ربع بیست دقیقه ی اول می توان به زحمت ردپای یک کارگردان خوب را در فیلم دید اما از جایی به بعد انگار گوشی کارگردان زنگ خورده باشد و بعد داد زده " اِسی، اِسی تا من این تلفنو جواب می دم کارگردانی کن " و تلفنش تا آخر فیلم طول کشیده.

با اغماض و به خاطر لحظه های خوبی که با فیلم های قبلی کایگه داشته ام از به کار بردن واژه ی سخیف خودداری می کنم و عنوان غیر قابل دفاع را برای این فیلم انتخاب می کنم.

Killing Me Softly

Chen Kaige

محصول 2002

100 دقیقه

برای اینکه دست خالی ازینجا نرفته باشین یه آهنگ خوب معرفی می کنم ( البته بلد نیستم مث سیا لینکشو برای دانلود بذارم خودتون برین پیداش کنین )

One of Us Cannot Be Wrong by Leonard Cohen

Monday, February 4, 2008

کاندید اثر ولتر

1-ولتر کاندید را در قرن هجدهم نوشته.اما بی شک هنوز هم تر و تازه است.ولتر نویسنده وفیلسوف شهیر فرانسوی کاندید را در نقد وضعیت فکری فرهنگی جهان و فرانسه نوشته امابه روشنی هنوز هم با همان صلابت و گزندگی در مورد دنیای اکنون قابل طرح است.این رمان سرگذشت غلام ساده دلی است به نام کاندید(به معنای ابله و ساده دل) که تحت تعلیمات فیلسوف دربار اشراف زاده ی وستفالیا دکتر پانگلوس جهان را سراسر خیر میداند.کاخ اربابش را بهشت تصور میکند و خود را خوشبخت از اینکه این همه خیر و زیبایی را درک کرده و در چنین جهان ایده الی زندگی میکند.اما طی جریاناتی از آن بهشت رانده میشود و پا به دنیای تیره و تار واقعیت ها میگذارد.جنگ ها و خونریزی ها به چشم میبیند و شاهد بهره کشی های انسان از انسان ها میشود.مذهب در هاله ای از تقدس از دنیا لجن زاری ساخته بیکران.ماموران مذهبی زیر عنوان اعتقاد به خدا و مسیح جنایت میکنند و ازمردم بهره کشی میکنند.به زنان و دختران تجاوز میکنند ومردان را به بردگی میکشند.(نترسید بیش از این داستان را لو نمیدهم!!)

2-طنز عریان ولتر در سراسر داستان به زیبایی خودنمایی میکند و پرده از ساختار پوسیده ی حکومت ها برمیدارد.اینجا را بشنوید:"پدران روحانی همه چیز دارند و مردم هیچ ندارند و این حجت قوی دال بر انصاف و عدالت آنهاست."اما طنز عمیق داستان خود کاندید است که با وجود بدبختیهایی که شاهد بوده باز هم عقیده اش را از دست نمیدهد!

3-این درست که ولتر این رمان را در دوران حکوت مذهبهای فاسد و خرافه پرستیها ی اروپاییان نوشته.اما کاندید سرشار از نکاتی است که اگر قدری به آن بیاندیشم یقه ی ما را هم میچسپد.این را بشنوید:"...این نکته را اضافه کنم که تا کنون ...مرض مناقشات مذهبی مخصوص قاره ی ماست.ترک ها,هندی ها ,ایرانیان,چینی ها,سیامی ها, و ژاپنی ها هنوز با این بیماری آشنایی ندارند.اما برهان قاطع وجود دارد که آنها نیز تا چند قرن آینده با آن آشنا خواهند شد..."به نظرم خصوصن ما ایرانیها باید این رمان را به دقت و تامل بخوانیم .

4-ترجمه ی کار چندان دلچسپ نیست اما خود متن آنقدر گیراست که اینها به چشم نمیاید.البته نمیدانم ترجمه ی دیگری هم دارد یانه.به هر حال این اثر به نظرم به مانند دیگر آثار کلاسیک جهان جز میراث گرانقدر فرهنگی ادبی تاریخ بشری است.

کاندید/ولتر/دکتر محمد عالیخانی/انتشارات دستان/چاپ اول 1382/چاپ دوم 1384

Friday, February 1, 2008

این سایه شه که افتاده می خوای خودشو ببینی، اون بالا رو نیگا کن

البته به راجر ایبرت و به همه ی کسانی کهTemptress Moon را سال 1997 در کن مسخره کردند حق می دهم، البته فقط به انهایی که اروپایی آمریکایی بوده اند، نه به کسی که در جایی شبیه ایران یا چین یا جاهای مشابه دیگر – از نظر فضای فرهنگی اجتماعی حاکم - چرا که اگرچه مفاهیم و مضامینی که در فیلم هست مربوط به جای ویژه ای از جهان نیست ولی روابط جنسیتی پیچیده ای که در شرق هست دور از ذهن است که در غرب باشد.

قبول دارم که Temptress Moon در حد واندازه های فیلم قبلی (بدرود محبوبم) نیست، چه از نظر متن چه از نظر اجرا، اما به تنهایی هم این فیلم فیلم مهم و دیدنی ای است مخصوصا ً برای ما شرقی ها که رنج های مشترکی هم داریم.

در حین دیدن فیلم، بارها به دیالوگ هایی برخوردم که واو به واو خودم تجربه شان کرده بودم، یعنی عین همان دیالوگ ها از زبان من و کسی دیگر بیرون امده بود، کسی دیگر در موقعیتی مشابه آنچه در فیلم می گذرد.

بسیاری، کایگه را فیلم سازی برای غربی ها می دانند( مگر نه اینکه کیارستمی را هم خیلی ها متهم می کنند به اینکه برای جشنواره ها و برای غربی ها فیلم می سازد) اما من فکر می کنم مفاهیم جهان شمولی که کایگه، دست کم در این دو فیلمی که من از او دیده ام، بیش از آن که غربی یا حتا جهانی باشند، شرقی هستند؛ از همه مهم تر اراده ی لایتناهی تقدیر است که بر شخصیت های فیلم و بر تار و پود زندگی انان سایه انداخته است و رهایی از آن ناممکن است.

یکی دیگر ازنقاط قوت فیلم، فیلمبرداری معرکه ی آن است، با کمی تحقیق در باره ی کریستوفر دووال، فیلمبردار فیلم در می یابیم که استرالیایی ای است که خود را چینی می داند و معتقد است که سفیدی پوست اش به دلیل بیماری است!

یک نکته ی حاشیه ای این فیلم، لسلی چونگ است که نقش اصلی فیلم را بازی می کند و زندگی واقعی او همانقدر تحت تاثیر مواد مخدر بوده که در فیلم، چرا که در نهایت تحت تاثیر همین مواد با پرش از ساختمان مرتفع هتل ارینتال خود کشی کرد. وی را الویس هنگ کنگ می دانند.

این فیلم به نظرم شاهکار نیست اما می توان گفت معرکه

ماه اغواگر (Temptress Moon)

چن کایگه (Chen Kaige)

1996

130 دقیقه