هنوز فرصت نكرده ام بروم گوگل كنم ببينم ديگران در مورد پرندگان هيچكاك چي نوشته اند؛ هنوز فرصت نكرده ام با كساني كه فيلم را ديده اند صحبت كنم؛ فقط واي به حال كساني كه بگويند – يا نوشته باشند – فيلم در مورد حمله پرنده هاست به شهر مثلا، يا در مورد رابطه ي عاطفي ميچ و ملاني.
من فقط به همين يك نكته بسنده مي كنم كه دقت بفرماييد گرگ ها يا پلنگ ها يا موجودات فضايي يا موجودات تخيلي يا يك جور بيماري مسري يا جنگنده بمب افكن هاي روسي يا . . . به شهر حمله نمي كنند بلكه يك مشت پرنده – حتا فنچ! – به شهر حمله مي كنند مي دانيد چرا؟ چون پرنده ها ترس ندارند و معمولا هم توي خواب، ما از شكل ترسناك ِ چيزهايي مي ترسيم كه در بيداري ترس ندارند و اينجا هم گويا با يك حواب طرفيم خوابي كه بايد تفسير كرد و تفسير آن را در نشانه هايي بايد ديد كه هيچكاك برايمان گذاشته؛ فقدان پدر براي خواهر كوچك تر ميچ، فقدان ِ مرد براي مادر ِ ميچ، فقدان ِ مرد در زندگي ملاني، فقدان ِ مرد در زندگي آني – معلم مدرسه – تجربه دهشتناك مادر ملاني در رابطه مردان، اگر هنوز قانع نشده ايد حتا آن كسي كه در مورد پرنده ها توي كافه نظر مي دهد زني است با رفتار مردانه كه حاضرم قسم بخورم هيچ مردي توي زندگي ش نيست، همه و همه دلايلي هستند براي حس ناامني كه در قالب حمله پرنده ها تعين پيدا كرده.
ما با يك فيلم براي نقد مواجه نيستيم يا بك خواب براي تعبير مواجهيم خوابي كه هر كدام از شخصيت ها مي توانند ديده باشند خوابي كه همه ما ديده ايم
The Birds: پرندگان
محصول 1963 آمريكا
كارگردان: آلفرد هيچكاك
نويسنده: ايوان هانتر بر اساس داستاني از دافنه دو موريه
بازيگران: راد تيلور (ميچ)، تيپي هدرن (ملاني) و . . .
119 دقيقه رنگي
از آلفرد هيچكاك در روسپيگري:
+ مارني
+ توپاز
+ خرابكار
+ سرگيجه
+ مرد عوضي
+ رواني
+ طلسم شده