هاري عزيز
سلام
هاري همين الآن چيزي خواندم كه حيفم آمد نيايم به تو نگويم؛ هاري مي دانستي بعد از آنكه قابيل هابيل را مي كشد، حس شرم و پشيماني به او دست مي دهد و بعد مي رود باقي عمرش را در جايي از بهشت سر مي كند به نام "شرق بهشت"؟ هاري مگر قابيل هابيل را توي بهشت كشته بود؟ من فكر مي كردم روي زمين كشته بودش؛ شايد هم با اين حساب اصلا "شرق بهشت" جايي در بهشت نباشد و جايي روي زمين باشد ها؟ هاري تو الان كجايي؟
هاري پس شايد آن داستان كوتاهي كه با هم از شهريار مندني پور خوانده بوديم به همين قضيه اشاره داشته؛ شرق بنفشه را مي گويم؟
هاري اصلا فكر مي كني چرا قابيل هابيل را كشت؟ مي دانم آن دليلي را كه همه مي دانند ولي فكر نمي كني مثلا نوع تربيت ِ آنها هم مهم بوده؟ يعني شايد تقصير حضرت آدم بوده كه مثلا به هابيل بيشتر محبت مي كرده و به قابيل نه؟ همين فكر بوده هاري كه باعث شده اليا كازان فيلم شرق بهشت را بسازد نه؟ خوب كشفش كردم؟ هاري مي بيني امريكايي ها چجور ايده هاي ناب را لگدمال مي كنند، اليا كازان فيلمي با اين ايده و مضمون را به فيلمي كه دخترهاي نوجوان به خاطر جيمز دين تماشايش كنند تقليل داده؛ بگذريم
تازه هاري شايد عقده اديپ هم توي قضيه دخيل بوده؛ هنوز فيلمي نديده ام كه داستان آدم و حوا و هابيل و قابيل را از اين زاويه نگاه كرده باشد؛ تو اگر آنجا مشتري پيدا كردي اين ايده را بهش بفروش؛ حتا مي توانيم با هم روي فيلمنامه اش هم كار كنيم. فكرش را بكن؛ فيلمنامه اي درباره قابيل و هابيل با ارجاعات روانكاوانه و تاريخي اسطوره اي؛ چه شود؟
دوستدار تو
كريس
پيوست: يك كارت پستال به همراه مشخصات فيلم شرق بهشت
East of Eden
محصول 1955 آمريكا
كارگردان: اليا كازان
نويسنده : پل آزبورن بر اساس رماني از جان اشتاين بك
115 دقيقه رنگي
اسكار بهترين نقش مكمل زن (Jo van Fleet)
بهترين فيلم دراماتيك از نگاه داوران جشنواره كن سال 1955 (هاري اين ديگه چجور جايزه اي بوده كه اون وقتا مي دادن)