Saturday, February 27, 2010

وز درون من نجست اسرار من

يكي از دغدغه هاي هيچكاك كه در فيلم هايش نمايان است سردرگمي آدم ها بين عمل به وظيفه قانوني و وظيفه اخلاقي است؛ - در توپاز علنا اين دغدغه را از زبان ديپلمات روسي مي شنويم – پدر لوگان در چنين شرايطي است؛ از طرفي اخلاق حكم مي كند كه از اعترافات اتو كلر كه در كليسا انجام داده عليه خود او استفاده نكند – كشيش ها مجاز نيستند اعترافات ِ گناهكاران را به بيرون درز دهند – و از طرفي پاي يك قتل در ميان است و پليس دارد اشتباها كسي ديگر را مجازات مي كند. اين ترديد و دو راهي وقتي شديد تر مي شود كه آن كس ِ ديگر خود كشيش لوگان است و باز هم وقتي شديدتر مي شود كه قاتل دارد كاري مي كند كه پدر لوگان – كسي كه سال ها به او محبت كرده – به عنوان مجرم شناخته شود؛ آزمايش سختي است؛ تازه سخت تر هم مي شود وقتي كه مقتول مي خواسته از كسي اخاذي كند – آدم با خودش فكر مي كند حقش بود – باز هم سخت تر مي شود وقتي آن كسي كه داشته از او اخاذي مي شده معشوق ِ سابق ِ خود كشيش بوده – كه شايد هنوز هم دوستش دارد و به خاطر كشيش بودنش كتمان مي كند اين عشق را – و اين معشوق هنوز هم شديدا عاشق ِ كشيش است - با وجود ِ شوهرش و موقعيت ِ كشيش حتا –

الآن دارم ياد استاد درس " مدارهاي الكتريكي" خودم مي افتم توي دانشگاه – كه هنوز دلم از دستش خونه! – خيلي راحت و آسون درس مي گفت؛ يعني توي كلاس و در طول ترم فك مي كردي درس ازين راحت تر ديگه نيس اما همچين امتحان مي گرفت كه تو شك مي كردي اين سوالا مال همون درس باشه؛ اينو ازين بابت گفتم كه بگم خدايا تو كه داري سخت درس ميدي لااقل امتحاناتو آسون تر بگير لعنتي

فيلمنامه ي بسيار دل انگيزي است و آدم هايي كه در موقعيت هاي دشوار قرار مي گيرند؛ فيلم را ببينيد تا بعد برايتان از موقعيت دشوار پيير حرف بزنم؛ آه پيير پيير پيير فقط من مي فهمم تو چي مي كشي

I Confess: اعتراف مي كنم كه

محصول 1953 آمريكا

كارگردان: آلفرد هيچكاك

نويسندگان: جورج تابوري، ويليام آرشيبالد

با بازي: مونتگمري كليفت (كشيش لوگان)

95 دقيقه سياه و سفيد

از آلفرد هيچكاك در روسپيگري:

+ پرندگان

+ مارني

+ توپاز

+ خرابكار

+ سرگيجه

+ دردسري به نام هري

+ مامور مخفي

+ آقا و خانم اسميت

+ مرد عوضي

+ پنجره پشتي

+ رواني

+ بيگانگان در ترن

+ طلسم شده

16 comments:

Anonymous said...

مرسی...

این یکی هم خوبه برای دیدن...
مرسی بازم.

خاموش said...

...
لذت می برم از نوشته هات! زنده باد
...

اراکده said...

سلام

Mehdi said...

سلام؛
نوشته هات در مورد هیچکاک مجموعه خوبی شده، فقط اگر لینکی به کل مجموعه داشت خیلی خوب میشد

بی تا said...

کامنتی نیومد واسه من

مهدیه said...

ای بابا!
اون کامنت اولی من بودم!
چرا اسمم ثبت نشده؟؟!!

فکر کنم اشتباه زدم!

مهربون said...

سلام

مهربون said...

خوبي

مهربون said...

دست شما درد نكنه

Foroozin said...

اين فيلم را هم نديدم
باشه مي گيرمش اگر پيداش کنم
فکر مي کنم هستي هميشه هر آدمي را با توجه به سطحي که هست امتحان مي کنه
هردفعه هم يه جوريه . جالبه اگه درس نگيري حتماً دوباره همونطوري امتحان مي شي اونقدر تا دوزاريت بيفته خلاصه بايد تغيير کني

قهوه گردی said...

درود
چه کنم که تقریبن با همه ی برداشت هات از هیچکاک مخالفم. سعی می کنم روی پست بعدیت درباره ی این اختلاف نظر ها بیشتر صحبت کنم. فعلن همین قدر داشته باش که داستان فیلم های این کارگردان بزرگ اساسن مال خودش نیست. بنابراین نقد محتوایی هیچکاک کار خیلی مشکلی به نظر می رسه

مهتا said...

حوصله این یکی و اصلا ندارم !
ولی ماشاالله به تو شاهرخ.. خیلی پر حوصله هستیا..

مهتا said...

حوصله این یکی و اصلا ندارم !
ولی ماشاالله به تو شاهرخ.. خیلی پر حوصله هستیا..

محمد مزده said...

چقدر پیچیده
دقیقا مثل مدار که بنده هم دل خونی از دستش دارم
:)

سروش ستایش said...

انصافا که نقد بدون مماشاتت درباره پرندگان خیلی حال داد! نقدا و معرفی های "هیچکاکیت" رو تموم کن با کمی تفصیل بیشتر بده کتاب کنن. والا به خدا. ارزش داره. هرچند اینا که دارن به همه چیز از فیلم و موسیقی و کتاب گیر میدن... پشیمون شدم. همین جا میخونیمت! تا وقتی بنویسی. شاهرخ به زندگی باختم. سه-هیچ

امیر said...

سلام، پس از این قرار بود داستان توپاز. هنوز هم گیرش نیوردم. نمیدونم چرا کسی این فیلم ها رو برای دانلود شر نمیکنه.