لیلا
گفت(نخوانید
لیلا) فیلم
خوبی نیست.چفت
و بست درست و حسابی هم ندارد.اما
از آن جنس از سینما است که من دوست دارم.یک
پسر مهاجر عرب که در محله ای فقیرنشین و
پرت در فرانسه زندگی میکند و روزگارش را
در کنار دوستان اوباشش به بیخودی میگذراند؛
با دختر عجیبی به اسم لیلا آشنا میشود
و به دور از چشم دوستانش با او رابطه برقرار
میکند.
چیزی
که شاید باعث شده از این فیلم خوشم بیاید
در واقع شخصیت لی لا ست(احتمالا).شخصیتی
اغراق آمیز و تقریبا برای بسیاری از
فرهنگها منزجر کننده.در
عین حال دارای روحی اساطیری که انسانها
را در پسِ پشت ظاهرشان میبیند.این
عجیب بودن باعث قضاوتهای غلط همه حتی چیمو
– همان پسر مهاجر و الخ-
میشود.ذیاد
دوری
-کارگردان-
تلاش
میکند روح انسانیت را در وجود چیمو ردیابی
کند و او را در نهایت به یک عشق انسانی
برساند.
جنبه
ی دیگری از فیلم که برایم جالب بود مسئله
مهاجرت است.کشورهایی
مثل فرانسه که بیش از جاهای دیگر به مسائل
حقوق بشر و آزادیاهمیت میدهند وضعیت
پیچیده تری دارند.عدم
توانایی مهاجر در هماهنگ کردن خود با
جامعه میزبان میتواند او را در نهایت به
حاشیه و انزوا بکشاند.
فیلم
با ترسیم چهره واقعی مهاجران فقیر و زندگی
خشن شان کمک میکند شخصیت چیمو را بهتر درک
کنیم.اینکه
چرا او از حلال و حرام خسته است و خوابیدن
با یک دختر را به آزادی فلسطین ترجیح
میدهد.
Lila
dit ca
کارگردان:ذیاد
دوری
محصول
۲۰۰۴
فرانسه
و بریتانیا
پ.ن:گمونم
دو ماهی شده بود که هیچ پستی ننوشته بودم.
شاه رخ
هم با این پست های الکی -آبکیش
راه نمیده ما هم یه بوق بزنیم!
تا ماه
آینده هم پستهاش آمادن.گیری
کردیم ها!
-06796.jpg)