Wednesday, June 16, 2010

حس مي كنم دارم ترك بر مي دارم

زندگي هاي بي خاصيت را دوست دارم؛ زندگي هاي الكي، زندگي هاي بيدار شوي هيچ كاري براي انجام دادن نداشته باشي؛ زندگي هاي دو تا نون هم براي ما بگير نون نداريم؛ زندگي هاي ساعت ها خيره شدن به دور بي آنكه چيزي در ميانه باشد؛ خيره شده اي چون خوابت نمي آيد؛ زندگي هاي وسط روز گشني كردن، غم سنگين ات تلخي ساقه ي علفي باشد، دغدغه ات جام جهاني باشد مثلا، آنهايي كه بهشت خدا را با آن همه دار و درخت و حوري و غلمان و شير و عسل مسخره مي كنند نمي دانند ‌آخرين درجه ي لذت همين زندگي بي خاصيت است. يارب اين همه خاصيت كه سپردي به منش مي سپارم به تو كه خدايي ديگه تحمل ندارم

46 comments:

مهربون said...

آخی چقدر دلم می خواست الکی خوش باشم !قدر نمی دونند که این جماعت

مهتا said...

من بعضی وقتا دوست دارم !!!

نوید said...

زندگی‌ بی‌ دغدغه مثل مریانه یا سوهان روحت رو از تو میپوسون. و به درجهٔ پوچی میرسی‌. چون به پوچی رسیدی دیگه هیچ چیزی برات اهمید نداره . این دلیل دوست داشتن اون حسی هست که میگی‌.

چه لذتی میتونی‌ ببری تو اون زندگی‌ بی‌ دغدغهٔ که هیچ نقشی‌ نمیتونی‌ ایفا کنی‌ ، یا هیچ ponit نتونی داشته باشی‌ به جز بی‌ سمرهٔ ی

الکی‌ خوش بودن امکان نداره ، چون الکی هست واقعیی‌ نیست

نیک ناز said...

زندگی بی خاصیت، یه مغز می خواد که صاحبش بتونه کرکره هاشو بکشه پایین بعد هی وسواس هم نگیره که کاش اینجوری نبود...به نظرم بی خاصیت زیستن هم حتی کار هر بز نیست ...گاو ِ خر می خواهد و مغز تهی

Anonymous said...

سلام
اراکده
مامان رفیقم خیلی مومنه و خیلی مثلن مقید و از این حرفهاست. رفیقم همیشه میگه این مامان من صددرصد میره بهشت. بهش میگم : خوب اینکه خیلی خوبه. جواب میده : اینکه میره بهشت خیالی نیست مشکل اینه که این مامانی که دائم تو ذکر و تصبیح و دعا و نماز و قرآن و مسجد روزه و این حرفهاست میدونم پاش که برسه اونجا مومنان و متقین فرصت بهش نمی دند شورتش رو بالا بکشه.
بهش میگم : جددن مسخره نیست ادم این همه درجات عرفانی رو تو این دنیا طی کنه که بعد بره بغل حوری بخوابه و فقط به سپوخیدن بپردازه؟
هدف خلقت آدم همینه؟
همینه؟...

Anonymous said...

ضمنن خیلی وقته ترک برداشتی بپا نشکنی !... بی دست و پا یه چینی بند زن پیدا کن دیگه؟
حوصلمو سر بردی!
همون قبلی:)

یلدا said...

خب من فکر می کنم این حرفای شاهرخ هست اما مال الان نیست مال چند سال پیشه. خط آخر و خیلی دوست دارم چند بار زمزمه اش کردم و خنده ام گرفت.

negar said...

همه بخشهای این طور زندگی کردن یه طرف،دو تا نون برای ما بگیرش یه طرف!وقتی کسی به من یه همچین چیزی بگه از اونجایی که نمیتونم بزنمش خودمو میزنم!خدا!!!

مریمی said...

اما فک کن همونایی هم که با این زندگی بی خاصیت حال میکنن فقط به خاطر اینه که میدونن یه جایی تموم میشه
اما فک کن که توی بهش بی خاصیت سریالهای خدا باید میلیونها و میلیونها و میلیونها سال یه زندگی بی نهایت و بی خاصیت داشته باشی. من که ترجیح میدم برم جهنم. حداقل امید برای تغییر شاید اونجا باشه. اما تو بهشت هیچی نیس. هیچی.

فرهاد said...

آخ گفتی...آخ گفتی...انقده دلم میخواد ازین زندگیا...مهمونی میخوام بدون هیچ فکر اضافه ای...خلاصه جانا سخن از زبان ما میگویی....سلام ظهر بخیر ...این نوشته های هر از گاهی جدیدت نشان از نصر پخته ای داره... تبریک

خوشه چین said...

سلام،
این همه خاصیت که سپرده شده به شما امانته و باید به موقع ادا کنیشون . اگه قبول نداری این حرفا رو یه بحث دیگه است ولی فکر کنم قبول داری.

نعیمه said...

ارب اين همه خاصيت كه سپردي به منش مي سپارم به تو كه خدايي ديگه تحمل ندارم
این دیگه آخرش بود.

زن سرخپوست said...

قرعه ي كارو به ناممون زدن ديگه چاره چيه؟

سمیه said...

بیا جامونو با هم عوض کنیم چون گاهی اوقا زندگی من اینجوری میشه

سمیه said...

بیا جامونو با هم عوض کنیم چون گاهی اوقا زندگی من اینجوری میشه

سمیه said...

بیا جامونو با هم عوض کنیم چون گاهی اوقا زندگی من اینجوری میشه

پریا said...

اما من دلم دغدغه میخواهد...دلیل میخوام واسه صبح بیدار شدن...ارایش کردن...واسه راه رفتن. واسه خوردن. واسه مستی.واسه درس خوندن، واسه بودن!!!

حالم داره به هم میخوره از این همه بی دلیلی

rira said...

سلام. چرا چند وقته از فیلم نمی نویسی؟

فرهاد said...

حالا منهی از خودم خلاقیت ول بدم و نثر رو نصر بنویسم که دو منظوره بشه! اگه کسی توجه کرد... اما جدا از همه چیز جناب مرشد اعظم بنده که شخصا مفاستوفلیس باشم به شدت از حضورت ممنونم

دونقطه said...

همه ی این ها ، نکردنشان هم وجود دارد که لذت بخش تر است

زهرا موثق said...

یعنی اگه این سخنرانی تبلیغاتی ریاست جمهوری یه کسی بود، من بدون شک بهش رای می دادم

فرضيه هاي گستاخانه said...

و اين روز ها زندگي من عميقا اين گونه است...

شادي said...

اينا موقعي لذت بخشن كه نداشته باشيشون. زندگي بشه يه مسابقه دو و وقت نفس گرفتنم پيدا نكني. مثل من كه بالاخره بعد مدت ها وقت اينترنت و شايدم زندگي پيدا كردم!

يلدا said...

با
مشتی
پر شترمرغ
به روزم
...
می نویسم تا نمک بپاشم
بر زخمی که عین عشق است و شین شاهد و قاف قلم
با
احترام به عزیز صبوری و مدارا
دكتر سيدمهدي موسوي

قافيه‌ها را ول كن.
به حاشيه نرو.
بپر وسط متن
منتظرت هستم
می‌آیی؟

http://youngresearcher.blogfa.com/

يلدا said...

با
مشتی
پر شترمرغ
به روزم
...
می نویسم تا نمک بپاشم
بر زخمی که عین عشق است و شین شاهد و قاف قلم
با
احترام به عزیز صبوری و مدارا
دكتر سيدمهدي موسوي

قافيه‌ها را ول كن.
به حاشيه نرو.
بپر وسط متن
منتظرت هستم
می‌آیی؟

http://youngresearcher.blogfa.com/

چاقانه said...

شعري بود كه يادم نمي آيد درست اما چيزي ود در اين مايه ها

چاي و سيگار و كتاب
نعلبكي و زير سيگاري و رختخواب ...
خيلي به دلمم نشست .
درست مثل اان كه تنها و دارم گوگوش گوش ميدم و سيگار ميكشم و روسپيگري مي خونم

Hasti.N said...

اینجور زندگی‌ لذت خودش رو داره، رخوت کامل، مثل وقتی‌ که نشستی تو سونا، از گرما شدی مثل پشه امشی خورده، اما حال بلند شدن نداری. اونقدر میمونی تا حالت بد بشه.

Foroozin said...

يک رستوراني هست نزديک محل کارم . هميشه مي توني يک مرد مسني را دم درش ببيني که از صبح تا شب اونجا مي شينه . فقط نشسته و نگاه مي کنه. نمي دونم ولي به نظرم نفرت انگيزه

در مورد کهربا نظرت کاملا درسته

باران said...

آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعه فال به نام من دیوانه زدند

اراکده said...

پیرو اختلاط با شما با شعرکی به روزیم
یادی از دوستان نمی کنید استاد؟

Foroozin said...

يکي از اين آدماي تعطيل سمت چپ من مي شينه يعني رو نرو منه
فکر کن تو ايران زندگي بکني ادعا بکني ليسانس داري کلي هم به سابقه کار مزخرفت بنازي 32 سالت هم باشه بعد هنوز اسم صادق هدايت را نشنيده باشي
يعني از فحش خواهر مادر هم بدتره
يه آدم گهيه که نگو
حالم ازش بهم مي خوره

قهوه گردی said...

گشنی کردنو هستم بدجوری. چه جری بوده سعدی مگه نه؟ خور و خاب و خشم و شهوت همه چیزِ منه. نه؟ آره؟ چی؟

حوا said...

واقعا ما انقدر تحمل از کجا میاریم با اینهمه خاصیت و مسوولیت؟هه!

نوا بامدادی (راهی به رهایی) said...

دوره کوتاهیست چونان پس از هر کودتای
میگذرد تو زنده بمان

دوست خوبم به من سر بزن این روزا خیلی اسباب کشی داشتم رفتم ورد پرس اونجا فیلتر شد و منم سایت زدم تا دیگه اختیارم دست خودم باشه
بهم سر بزن
همین

Anonymous said...

پس جاتو با من عوض کن!

نازگل said...

گاهی دلم برای اینجور زندگی ها تنگ میشه . اما بعد به این نتیجه میرسم که زندگی خالی از هرچیزی دیگه زندگی نیست ... باید کلی دغدغه و دل مشغولی داشته باشی تا بهت لحظه های نابش بچسبه

نازگل said...

گاهی دلم برای اینجور زندگی ها تنگ میشه . اما بعد به این نتیجه میرسم که زندگی خالی از هرچیزی دیگه زندگی نیست ... باید کلی دغدغه و دل مشغولی داشته باشی تا بهت لحظه های نابش بچسبه

Anonymous said...

بدبختی اینه که قبولش نمی کنه!
کی گه بیخ ریش خودت!!!
بدبختی همینه دیگه

marjan said...

نظر قبلی من بودم
نشد ادرسم رو درست بزنم
با پوزش

سانتا said...

میدونی راسکلینکف! بعضی وقتها که تحمل این خاصیتها رو ندارم به ضعف ایمانم فرافکنی میکنم و این بدترین حقیقته

سیگار خاموش said...

یجوری دیدمون نسبت به زندگی شبیه همه
همه چیز آرومه ، من چقدر خوشحالم ...

سانتا said...

حیف که اینجا تیک خصوصی ندارد

Hasti.N said...

سابقه نداشته اینهمه مدت دور باشی‌.

زهرا موثق said...

میای می نویسی یا آگهی مفقود شدنتو بدم به روزنامه؟

somaye said...

من که فکر می کنم یه چیزی فرا تر از " ترک " باشه که این همه نیستی شاهرخ

فرنوش said...

و نخای فک کنی اصن
به ...
حتی به اینکه به چی فک نکنی ...
.
.