فيلم "كسي از گربه هاي ايراني خبر نداره" فيلمي نيست كه بار اول از آن خوشتان بيايد چرا كه اولا تكليف كارگردان با قصه فيلم معلوم نيست نه قصه مي گويد مثل غالب فيلم ها نه قصه نمي گويد مثل معدودي فيلم ها؛ دوم اينكه تكليف كارگردان با بازيگرها هم معلوم نيست نه بازيگرند – به استثناي حامد بهداد - كه آدم از بازي شان كيف كند نه نابازيگرهايي اند كه كارگردان هدايت شان كرده باشد.
اما فيلم فيلمي است كه بار دوم عجيب به دل مي چسبد چرا كه در گير قصه نمي شوي و در عوض از اين همه موسيقي زيبا لذت مي بري، بيش از آنكه بازي هاي غيرحرفه اي آزارنده باشند بازي به ياد ماندني حامد بهداد جلبت مي كند.
بهمن قبادي را دوست دارم حتا وقتي ضعيف ترين كارش را كه باز هم كار خوبي است مي سازد.
عجالتا از سینمای ویتنام فاصله می گیریم؛ دوباره برخواهیم گشت البته چرا که هنوز در مورد فیلم شعاع عمودی آفتاب حرف برای گفتن زیاد هست و فیلم دیگری هم ازین کارکردان.
می خواهم کمی درباره ی خودم بنویسم؛ منظورم سانتیاگو زاولا یا والتر فتدریش یا الکسی ایوانیچ یا . . . نیست منظورم حتا شاه رخ هم نیست یا مهرزاد یا روح اله یا خیلی چیزهای دیگر
خودم که تازگی ها پای چپم علیه ام شورش کرده، راه نمی آید با من مدام بهانه می گیرد نصف شب بیدارم می کند می بینم گوشه ای کز کزده دارد درد می کشد درباره ی خودم که مدام کابوس می بینم که تلو تلو می خورم که سرم دوار می رود که چقدر از خودم فاصله گرفته ام که سابقا چقدر راحت عاشق می شدم چه خواب های خوبی می دیدم چه ارزوهای داشتم چه امیدهایی
دستم به نوشتن نمی رود ولی؛ مدام توی کوه های کردستانم دنبال هناره که به بچه ها گفته ام طلاقش نداده ام تا همراهی م کنند نمی توانم تصور کنم برای دیگران می خواند و می رقصد خیلی سعی کردم به یان حرف ها وقعی ننهم اما مگر این کابوس های لعنتی می گذارند. سنم آنقدر بالا رفته که حرف های مردم اذیتم نکنند اما آن چیزی که توی سرم توی دلم ملتهب می شود را چه کنم.
گم گشته ای در عراق : آواز های سرزمین مادریم: Marooned in Iraq
محصول 2002ایران
نویسنده و کارگردان: بهمن قبادی
108 دقیقه؛ کردی و فارسی؛ رنگی
بهمن قبادی را با زمانی برای مستی اسب ها شناختم فیلمی تاثیر گذار و تکان دهنده که فقط خدا می داند از سینما تا خوابگاه را در یکی از شب های دانشجویی چجور آمدم و چقدر گریه کرده باشم خوب است.
بعد تر ها لاک پشت ها هم پرواز می کنند را دیدم و آنقدر این فیلم را دوست داشتم و دارم که هنوز هم یاداوری خاطره اش مور مورم می کند نیوه مانگ را کمتر دوست داشتم چرا که فکر می کردم شدیدا تحت تاثیر امیر کاستاریکا قرار گرفته و حالا البته نظرم دارد عوض می شود به این معنا که این تحت تاثیر قرار گرفتن لزوما چیز بدی نیست مخصوصا که منجر به ارتقا سطح کار شده باشد. در گم گشته ای در عراق که با اسم آوازهای سرزمین مادری ام هم شناخته می شود بازهم آن فضای کاستاریکایی که تلفیق زیبایی از رنجولذت، خوشی وناخوشی، اندوهومسرت را با هم دارد می بینیم و می بینیم که خوب هم کار می کند این ترکیب.
فیلمی ست برای دیدن و کارگردانی ست برای دوست داشته شدن.
هیشو که گفت ناتانم مامو ناتانم اشک بود که از چشام سرازیر شد و گونه ها رو خیس کرد؛ این بشر خیلی خوب بلده اشک منو دربیاره، بهمن قبادی رو می گم؛ اون از لاک پشت هاش که هر باری که دیدمش تا کاک ستلایت می رفت روی مین بغض من بود که بی هوا فقط باید می ترکید؛ اونم از مستی اسب هاش که فقط خدا می دونه از سینما تا خوابگاه رو به چه حالی اومدم.
آدمی که سه تا فیلم می سازه و سه تاش معرکه از آب درمیان یعنی که توی عالم سینما خوب کارشو بلده – نمونه ی وطنی دیگه ش جناب فرهادی که اونم با سه تا کار رقص در غبار و شهر زیبا و چهارشنبه سوری خودشو خوب ثابت کرد و یه نمونه ی اسپانیایی هم هست که جناب ویکتور اریس باشه که با سه فیلم روح كندوي عسل ، جنوب و Quince Tree of the Sunتبدیل شد به یك غول توی عالم سینما و البته تران آن هونگ هم هست که من هنوز فیلماشو ندیدم و اگه کسی فیلماشو داره در حق من لطف کنه و برسونه دست من، دقت کنین که اینایی که مثال زدم در کنار بزرگای دیگه ای از سینما می شینن که از چل پنجا تا فیلمی که ساختن هفش ده تا شاهکار هم درمیاد؛ -
نیوه مانگ آخرین فیلم بهمن قبادی با بازی خیره کننده ی هدیه تهرانی و کارگردانی فوق العاده ی جناب قبادی فیلمیه که می شه بهش گفت حتا کمدی و ازین نظر که چجوری میشه از یک کمدی انقد تراژدی ساخت کار خودشه و البته چاپلین و کوستوریتسا؛
فیلم نیوه مانگ مشخصا ً به قدرت دو تا کار قبلی قبادی نیست اما فیلمیه تاثیرگذار و دوست داشتنی؛ باید دید و لذت برد و رنج کشید.
نيوه مانگ
كارگردان: بهمن قبادي
محصول 2006 استراليا، فرانسه، عراق، ايزان
114 دقيقه / رنگي
برنده صدف طلايي، بهترين فيلمبرداري و جايزه فيپرشي جشنواره 2006 سن سباستين سالي كه ساراماگو هم جزو اعضاي هيات داوران بود و جين مورو رييس هيات داوران
برنده ي جايزه ي بهترين فيلم از نگاه مخاطبان از چشنواره 2006 استانبول