Sunday, July 8, 2007

اندشي

الف : بن فكني يك معنا

يك رابطه ي ديالكتيكي بين مفاهيم اول و آخر هست كه بر حسب معمول و عادت سمت و سوي ارزشي اين رابطه به سمت اولي است تا آخري ؛ دقت كنيد به كلمه ي "‌اولويت "‌ ؛ انگار هميشه حق با نفر اول است ؛ امتياز را بايد به نفر اول داد ؛ ارزش از آن ِ‌اولي است ؛ در صورتيكه ارزشمند بودن "‌آخر بودن " محدود به موارد معدودي نيست كه آنها را استثنا قلمداد كنيم ؛ معشوق ِ آخر ِ‌كسي بودن بهتر است يا معشوق اول بودن ؟ فيلسوف ِ‌آخر يا فيلسوف اول ؟ پيامبر آخر يا پيامبر اول ؟ تازه در مواردي مثل شاگرد اول بودن هم هميشه قسمت هايي از آخر بودن هست – معمولا ً‌كمترين نمره را كسي مي گيرد كه اول از همه برگه ي امتحاني را تحويل مي دهد - .

مي توانيد نمونه هاي متعدد ديگري پيدا كنيد كه آخر بودن بر اول بودن ارجح است و بدين ترتيب مي توان شك كرد به مفهوم اولويت .

ب : فكر مي كردم چند وقت اگه من كمكاري كنم سياه وش و ماه رخ سريع جبران مي كنند ولي مثل اينكه از اين خبرا نيست ؛ سال به سال آپ نكنم كسي ككش نمي گزه انگار !

ج : از كتاب "‌ آذر ، ماه آخر پاييز " نوشته ي ابراهيم گلستان / نشر بازتاب نگار دو تا داستان موند كه معرفي نكردم و مي شه گفت حتا بهترين داستان هاي مجموعه هم همين ها بودند ؛ يكي "‌به دزدي رفته ها "‌و ديگري "‌آذر، ماه آخر پاييز " .

در يك كلام، اگر از خوندن داستان هاي خاص _ داستان هايي كه مخصوصا ً رد پايي از اروتيسم درشون نيست و مخاطب عام ندارن_ خوشتون مياد خوندن اين كتاب رو از دست ندين؛

د :‌ برم سروقت يه فيلمنامه اي كه ميگن شاهكار استاد مسلم سينماست.

12 comments:

:D said...

siyaavash cheraa esmesh rokh nadaare ? :))

باران said...

سلام
بالاخره بعد ازاین همه کلنجار رفتن با کامنت دونی شما توانستیم وارد شویم
اول اینکه سبک نوشتن تو ماه رخ شبیه همه اینو می خواستم واسه پست ماه رخ بنویسم نتونستم کامنت دونی رو باز کنم
بعدم بگم اول بودن یه لذت داره آخر بودن یه لذت دیگه به هر حال من خوشحالم که اولین نفرم که نظر داده اینجا در مورد این پست
بعدم مشتری نوشته های خودت به گمانم بیشتره

لیلا said...

هر آخر بودنی یک اول بودنی داره!
انگار که تو قراره جور اون دو تا روبکشی ! خوبه ! به هر حال آدمای بزرگ همیشه اینقدر الطافشون شامل حال دیگران میشه !
این که گفتی میخوای بری سراغ شاهکار سینما جریانش چیه ؟
مثلا میخوایمار وفعلا بذاری تو خماریو فکر این که شاهکار سینما چیه ؟

ماهو said...

اين معاني معمولا نسبي هستند.. بستگي به شرايط وقوعشون داره

باران said...

به به شاهر خان چه عجب به ما سر زدین تازگی ها کم پیدا شدین هم تو وبلاگ خودتون هم کلبه ما
نه شعر از من نبود احسنت احسنتی هم گفتی گذاشتم به حساب شاعرش

مهدیه said...

سلام علیکم با این وبلاگتون... یک روز صفحه ی کامنت ها باز نمی شه یک روز که باز می شه خودشو لوس می کنه و ثبت نمی شه... ای بابا...

مهدیه said...

ثبت شدددددددددد!!!!!به سلامتی..... به روز کنین بی زحمت.... هر کدومتون... خوبه به هر حال... شاه رخ خان!بنویس بابا

سید مهدی موسوی said...

سلام عزیز
با مطلبی تحت عنوان:
« یوزپلنگانی که با من دویده اند »
به روزم...
با مطالبی مثل:
1- از خودم (چند لینک مقاله و مصاحبه)
2- از یانگوم! تا محسن نامجو و زهرا امیرابراهیمی!!
3- اولین نشریه تخصصی غزل پیشرو
(و لیستی از مطالب و شرایط دادن آگهی)
4- سانسور می کنیم پس هستیم
5- فریاد زیر آب (بررسی چند سایت و مجله ادبی)
6- و یک شعر چهار اپیزودی
منتظرم
مثل یک خواب نیمه کاره...

sepideh said...

aval: tashakor az zahamate shoma baraye bala bordane farhange javanan...dovom: in blogger aslan yari nemikone...sevom: akhare oon she'ramo taghir dade boodam..didin?...4om: noreside mobarak.

مونا said...

منظورت فيلم دهه؟

اثر انگشت said...

كاراي ديگه گلستان رو هم بسيار دوست دارم ، بسيار زياد.

اثر انگشت said...

يادت نره درباره فيلمنامه هم بنويسي هرچند شاه رخي كه من ميضشناسم تا حالا بايد خونده باشه ... دوره كرده باشه و گزارشها هم زده باشه !