Saturday, July 14, 2007

....

ساعت11:12دقیقه ظرف های غذام را که می شستم(طبق معمول من آخرین نفری هستم که تو خونه غذا می خورم البته اگه چیزی مونده باشه) داشتم فکر می کردم که فردا باید ساعت چند از خواب بیدار شم ،اول برم اداره مالیات یا بانک ، اگه توی یه جاده یه طرفه حرکت کنم که یه قطار بلند ماشین دارن دنبالم حرکت می کنن همین طور که دارم می رم جلو تابلو مغازه ها رو می خونم یه دفعه با یه نوار زرد رنگ برخورد کنم که نوشته "جاده مسدود می باشند" کنارشم یه تابلو زده که "کارگران مشغول کارند" راه برگشت وهیچ فرعی هم وجود نداشته باشه ماشین های پشت سر دارن مرتب بوق می زنن اونوقت باید چکار کنم ، جزوه های تدریس توی کلاس پس فردا رو باید کی آماده کنم ،سیاوش غر می زنه می گه امشب باید آپ کنم شاه رخ هم توی پستاش رسما گله می کنه خدایا فونت مناسب ندارم اصلا باید چی بنویسم ، از بقایای هندونه که الان دارن می خورن چیزی برا من می مونه ، درآمد مشمول مالیات شرکت های سهامی خاص 20درصدبود یا 25درصد ،آخر داستان ایماها واشاره های ناباکوف چی می شه یعنی پسره خودکشی کرده الان دارن از بیمارستان تماس می گیرن (فرضیه ی خوبیه اما نمتونم ثابت کنم) چقدر از این مدل داستان ها که نمی تونی آخرش رو حدس بزنی خوشم می یاد ، خوشحالم از اینکه قلبت اینقدر کوچیکه که نمی شه توش دو نفر جا بشن ،خوب اگه بخوام سهم خودم رو بزارم با درآمد شرکت و تدریس وجایی که الان کار می کنم یعنی یه 13ساعت در روز خیلی بیشتر از سه سال طول می کشه شاید بیست سی ساله دیگه، آخرین باری که به (ط )زنگ زدم کی بود،اگه بخوابم بگم بیشتر از زغال تا دوست دارم باید عدد جدیدی رو کشف کنم بچه که بودم بابام می گفت زندگی چقدر سخته با خودم می گفتم سخت تر از اینکه من اسم خودم رو بتونم بنویسم فکر نمی کنم ؟

14 comments:

روزبه said...

از پستهایی که اخرشونو نمیشه حدس زد خوشم میاد

ماکان said...

چه نامربوط !

باران said...

سلام
شاید تو دوران کودکی وجود خودمون بیشتر اهمیت داشت برای همین سخت تر به نظر میرسید ولی بزرگتر که میشی هی از خودت فاصله میگری و بالطبع اهمیت خودت از یاد میره و اسیر زندگی که امروزه شده روزمرگی میشی
راستی ماه رخ جان چقدر سبک نوشتن تو و شاهرخ بهم نزدیکه

saye said...

salam
ye chiziro midoni inke sabket ba hame fargh dare .be nazaram hamin motafavet bodanet baes mishe khondane postat, baram jaleb bashe.
montazere postat mimoonam.

مهدیه said...

سلام!
ممکنه این ماه رخ رو برامون معرفی کنید ایف پاسیبل!!!!!
ممنون...
در ضمن شاه رخ خان!
سر می زنید به من یا نه؟
دیروز دوست و امروز آشنا که نه! غریبه!!!
خوش باشید

حوازاد said...

برای اینکه طبیعی تر جلوه کنی بگو شاهرخ و سیاه وش برات کامنت بگذارند

لیلا said...

الانم زندگی سخته به اندازه نوشتن اسم ؟
بیشتر آدما اینقدر تو ذهنشون پیچیده اس ! ولی خیلی قشنگ نوشتین !

marjan said...

mmmm
dust daram in model neveshtaro
makhsoosan az inke ghalbet inghadr koochike ke..
up kardam
good luck

عادله said...

من چقدر خوشحالم که تو اینجا می نویسی

mim najva said...

سلام.راستي شما انقدر زود به زود اپ ميكني ديگه چرا انقدر نگران كارگران مشغول كاري؟؟
من از همون بچگي ميدونستم زندگي سخته.چون علاوه بر اسم ،فاميلي م رو هم باس مينوشتم
::چه خنك
25 در 100 است فكر كنم)ديدي چه خوب همه ي پستتو جواب دادم)
با غزلي بروزم.خيلي وقته.سري بزن بامرام روسپي

باران سپید said...

هواشناسی از باد گلوی من هم خبر دارد،

از طوفانی که قصد آغوش تو را ندارد . . .

گویا به روزم و منتظر.

عقیل said...

آپ کرده ام دوست عزیز
ممنون که به شیدایان سر می زنی
می خوانمتان
این پایان نیست

خاموش said...

ایول...!! هیچوقت اینو از بابات پرسیدی؟

خاموش said...

یکی میگه چقدر نوشتنت به شاه رخ شبیهه، یکی میگه من از اینکه متفاوت از بقیه شون مینویسی خوشم میاد
یکی میگه چه نامربوط، یکی میگه چقدر قشنگ مینویسی شما
حوازاد هم که ایستاده و دور و بر رو می پاد
خیلی باحاله اینجا