Friday, September 28, 2007

درباره ی آموزش بد

گایل گارسیا برنال را اولین بار در خاطرات موتور سیکلت دیدم؛ نقش جوانی ارنستو چه گوارا را بازی می کرد؛ شیفته ی بازی اش شده بودم؛ تا بعد تر که بابل را دیدم و به هنرمند بودن اش ایمان آوردم؛ بازی برنال در آموزش بد چیزی فراتراز یک بازی معمولی است؛ چند نقش را همزمان بازی می کند و خدا بازی می کند .

آموزش بد یکی مانده به آخرین فیلمی است که آلمودوبار ساخته، از طرفی امضای خودش را پای این فیلم هم دارد؛ چه در محتوا ( رابطه ی غیر معمول، عشق عجیب و غریب و . . . ) و چه در فرم ( موقعیت دوربین را وقتی بچه ها دارند نرمش می کنند را در نظر بگیرید و مقایسه کنید با وقتی که استبان و مادرش در همه چیز درباره ی مادرم دارند فیلم همه چیز درباره ی ایو را می بینند یا صحنه ای که استبان دارد یادداشت می نویسد یا صحنه ای که کروس توی بازگشت چاقو را می شورد یا صحنه ای که مانولا توی زنان در آستانه ی فروپاشی عصبی مستاصل دارد قدم می زند و . . . ) و از طرفی می توان گفت متفاوت ترین کار آلمودوبار هم هست دست کم ازین نظر که شخصیت زنی که مهم باشد توی فیلم نیست ( تفاوت از این مهم تر ؟ )

آموزش بد یک کار فوق العاده س؛ و نوشتن در باره ی آن کار خیلی سختی است ازین بابت که آدم های توی فیلم هم دارند برای کارگردان و مخاطب بازی می کنند هم برای همدیگر و این بازی در بازی در کنار خود جریان فیلم که یک فیلم در فیلم است منگی خاصی را در آدم ایجاد می کند.

فرم کار را نمی توانم با کار دیگری مقایسه کنم اما محتوای آن را می توان تا حدی با رودخانه ی مرموز مقایسه کرد( هنوز Deliver us from the Evil را ندیده ام ) و همین قیاس جذابیت های ( بگذارید راحت باشم و بگویم برتری های ) سینمای اروپا را نسبت به سینمای امریکا نشان می دهد.

در هر صورت معرفی می کنم :

آموزش بد

پدرو آلمودوبار

2003

106 دقیقه

گایل گارسیا برنال – فله مارتینز – دانیل خیمنز کاچو – جوییز اومار – فرانسیسکو مائستر – فرانسیسکو بویرا

3 comments:

ماهو said...

چقدر فيلماي امريكاي انوري دوست داريا
من زندگي سگي ديدم خيلي خشن بود...
ديديش؟

ماکان said...

روزي چند بار فيلم مي بيني؟؟

سیلوا said...

خوندم و بسیار لذت بردم