Tuesday, March 16, 2010

پراکنده.بی ربط!


۱- به نظرم راننده هایی که کمربند ایمنی‌شان را فقط همینجوری میاندازند روی شانه‌شان تا فقط پلیس بهشان گیر ندهد فلسفه بسیار کاملی برای زندگی دارند.اگر ازشان بپرسید: مومن تو که کمربند را انداخته ای چرا قفلش را چفت نمیکنی، لابد بهانه ای میآورند که کمرم درد میکند و سرعتی ندارم و … اما دلیلش به نظرم بیش از هرچیز از اعتماد به نفس بالایشان(آنها هیچ وقت در رانندگی اشتباه نمیکنند و همیشه این دیگران هستند که ناشی‌اند) و نگاه عمیقشان به فلسفه حیات (مرگ جزئی از زندگی نیست) آب میخورد.راننده هایی که کمربند ایمنی را فقط همینجوری میاندازند روی شانه‌شان تا که فقط پلیس به آنها گیر ندهد،قهرمانان زندگی‌اند!


۲- اگر تا حالا اودیومتری داده باشید لابد توی اتاقک آکوستیک هم رفته اید و میدانید برای تست گوش پزشک تعدادی کلمه را توی گوشی میگوید و شما هم -اگر بتوانید بشنوید-باید تکرار کنید.حالا اگر پزشک مذکور مردی باشد میانسال و بی حوصله، تمام هنرش این میشود که کلماتی انتخاب کند از قبیل لک لک، اردک، صابون و ...اما اگر طرف دختری باشد دانشجوی پزشکی و احتمالا از آنها که بشود تا سر شب از سلسله ی مویش سخن گفت؛احتمالا زیر گوشتان خواهد خواند:زیبا،مادر،سبز و ...آنوقت کر مادرزاد هم که باشی گوشت را تیز میکنی نکند گفته باشد عشق!

17 comments:

مهربون said...

ذهن من خیلی قانونمندها کمربند ایمنی مال آدم های سالمه :(((((((((((

مهربون said...

خدارو شکر تو هم به روز شاهرخ دچاری اون تو تهران - تو در شنوایی سنجی ای ول بابا ای ول :)))))))

اراکده said...

سلام
چه گوش های تیزی... پس من تا بحال هیرو بودم و نمی دونستم... راستی من سریال قهرمانان رو واسه تعطیلات پیشنهاد می کنم... من خیلی این سریال رو دوست دارم فک می کنم دیدنش خالی از لطف نباشه...
هرچند شاید بچه گانه و هندی بنظر برسه و شبیه کارتون و استریب باشه ...
شنوایی سنجی چرا اخه؟ نکنه شیطون ترقه بازی کردی؟...

امیر said...

نرفتم اودیو متری ولی اگه جایی رو سراغ داری که اون خانمه که دانشجوی پزشکیه توش از ادم تست بگیره معرفی کن بریم یه تستی بدیم. باسه سلامتی لازمه.

Foroozin said...

اديومتري نرفتم ولي جالب بود اين مطلبي که نوشتي

استراحت هم ،چشم روز اول عيد.اگه بذارن
حالا که بيشتر فکر مي کنم توي ميدان فردوسي من يک سفره خانه ديگه رو رفتم .سال 87 بود مهمان شدم

نسيم said...

مي بينم كه چشم شاهرخ را دور ديدي پشت هم پست مي ذاري. اما اين جدا عالي بود

ارتا said...

خب نگفتی فیلم معامله میکنی یا نه پیغام واسه من دست زهرا نفرست

mohammad said...

سلام
خوب بود!
باهات کاملاً موافقم!

somaye said...

مثل اینکه باید کامنتی که واسه شاهرخ گذاشتمو ..اون دیا لوگه رو اینجا هم کپی پیس کنم و لی اینجا به جای نگاه بذارم صدا
؛)

Hasti.N said...

ای امان از گوشی که میخواد بشنوه عشق...اما نمیشنوه.

Shahab said...

می خواستم به ورد پرس یا بلاگ اسپات اسباب کشی کنم گفتم ایمیلتو بده که دیگه سال تموم شد
گفتم ازت مشورت بخوام ببینم که تجربه داری و کارت درسته کدومو پیشنهاد می کنی

Shahab said...

تو کلا حال و روزت خوش نیست تازگیا یا توی آزانس هواپیمایی یا توی هر جای دیگه هی دلت می لرزه !

haafez said...

hala fek kon tu gushi ina ro bege:shomare-0-9-1-...

حوازاد said...

عجب یادداشتت شبیه شاهرخ شده.
هنوز حالش خراب است این رفیق رقیقتان؟
این زینب بیچاره عجب انتخاب شومی هم کرده بنده خدا

سمیه said...

شما دو تا رفیق بدجوری تو کفین ها!

مونا said...

جال بود

siina said...

زیبـــــا