Monday, April 19, 2010

ليزاوتا بودن

ليزاوتا از يك طرف ابزاري است براي معرفي آلينا به عنوان مقتول اصلي كه همانطور كه در پست ِ آلينا ايوانونا گفتم قيافه ي نسبتا دوست داشتني اش در كننراست با قيافه ي زشت ِ آلينا قرار مي گيرد و از طرفي ابزاري است براي اينكه نتوانيم با هيچ فلسفه اي قتل را توجيه كنيم؛ اگر آلينا نزول خور است ايزاوتا نيست اگر آلينا بدرفتار و بد اخلاق است ليزاوتا نيست اگر آلينا ظالم است ليزاوتا مظلوم است؛ اگر ليزاوتا كشته نمي شد بعضي فلسفه ها كارشان براي توجيه جنايت راسكلنيكف راحت بود اما داستايفسكي با ورود ليزاوتا به داستان دهان ِ آنها را گل مي گيرد.

16 comments:

مهربون said...

راست میگی به این فکر نکرده بودم راست میگی

مهربون said...

اما ناچار شد اونو بکشه قبول داری کشتن اون طراحی نشده بود

مهدیه said...

مرسی...

مرسی...
مرسی...

مهتا said...

کشتن اون یه اتفاق بود.. من شهادت میدم :))

Anonymous said...

این روزا فرصت سر خاروندن رو هم ندارم ...شب و روزام باهام قاطی شدند .
حتما حتما می بینمشون .
سلاام صبح بخیر

somaye said...

بالایی من بودم

مهدیه said...

منطقی...

شهودی کیلویی چند؟

حالا من احساس خودمو نوشتم. تو شاید چیز دیگه ای برداشت کنی.
اصلن فیلمه در مورد اینکه راز دیگران کشف کنی نیست. فقط می گه همه رازهایی دارن.
دختره خیلی زود از خیلی چیزا سردر میاره. باهوشه. چه ربطی به شهود داره؟
فکر کنم بد نوشتم.
خب برو ببینش دیگه.

Anonymous said...

تو باعث شدی امسال برای من سال " اعتماد به نفس مضاعف " باشه
ممنون
:)


صدا

امیر said...

سلام،
این راسکلینکف هر کاری که کرده بازم برای من یه چهره محبوبه. برای منی که از نوشته های تو با هاش آشنا شدم. حالا سئوالم اینه، که آیا خوندن خود داستان هم همچین حسی رو نسبت به راسکلینکف به خواننده القا میکنه؟

شهاب said...

انقدر راجع به این کتاب می نویسی که پس از سال ها که از خوندنش می گذره دوباره برم بخونمش
در مورد آی دی منظورم همون آدرس ایمیل بود
بعدشم اشتباهی برای وبلاگ دوستم کامنت گذاشته بودی

Foroozin said...

بايد اين کتاب جنايات و مکافات را بخونم

پیام said...

خب من این جنایت و مکافات رو نخوندم، و اون مونشت رو هم خوب ندیدم، البته دریمرز رو دیدم و کلی هم کیف کردم...اما نخواستم پست ایرج کریمی رو از دست بدم... چند تار مو رو ندیدم، از کنار هم می گذریم را دوبار دیدم و خوشم هم ازش آمد و دلنشینم شد، اگر داشتم باز می دیدمش، اما باغ های کندلوس... خیلی عالی بود چند بار دیدمش و بعد باز هم می بینمش

پیام said...

من عاشق آن سکانس معجزه ام همان سکانس تو بیمارستان و البته خیلی صحنه و دیالوگ ها و اشاره به آرمانهای دیروز، مثلا آنجا که یکی از مردها که تئاتر(؟) را ول کرده بود و ... همان که می گفت" همه ی کتابایی که تو خوندی مشق شب منم بوده.." خیلی خوب بود

پیکان بزن بغل

فاطمه اختصاری said...

مرسی رفیق
خیلی لطف داری
راستی شما فیلم la bella noiseus
رو دیدی؟
فکر کنم دیکته اش اینجوری بود
من فقط پارت 1 رو دیدم
2ش رو ندارم
معنی اسمش چی میشه؟

پریزاد said...

خوب می بینم که اینجا همچنان بحث فیلم و اینا ادامه داره ... فعلا تنهاتون می ذارم تا بعد :دی

نعیمه said...

ای خدا
من چقدر باید خجالت بکشم که بگم جنایت و مکافات رو نخوندم. آخه به من هم می گن آدم کتاب خون؟