Sunday, August 29, 2010

ماشا نفوذ كن در كاراگاهي سياهپوست بيا مرا ازين نجات بده

ماشا

ماشاي عزيز

فيلم در گرماي شب (In The Heat Of The Night) را يادت هست؟ همان كه محصول 1967 آمريكا بود؟ همان كه كارگردانش نورمن جيسون بود؟ نويسنده اش استيرلينگ سيلفانت كه از روي رمان جان بال نوشته بودش؟ يادت هست جنازه اي كه روي دست پليس محلي مانده بود؟ يادت هست اگر آن كارآگاه سياهپوست اتفاقي از پنسيلوانيا نيامده بود حكما تلاش هاي پليس محلي به جايي نمي رسيد؟ يادت هست من از قيلم خوشم نيامده بود؟ يادت هست گفتم از فيلم هاي دوبله خوشم نمياد؟ امروز فهميدم پنج تا اسكار برده! باورت ميشه ماشا؟ اون فيلم به اون مزخرفي 5 تا اسكار برده! مي بيني چقدر به سينماي اروپا نزديكيم و از سينماي آمريكا دوريم؟

اين نامه را ننوشتم كه اينها را بگويم؛ ماشا نوشتم كه بگويم مثل همان جنازه توي فيلم روي دست خودم مانده ام؛ بيا و همان كاراگاه سياهپوست باش وتكليفم را را روشن كن .

ارادتمند تو

شاه رخ

20 comments:

اراکده said...

آره خوب وقتی سیدنی پوآتیه فرانسوی رو توی یه فیلم امریکایی دیدم بسیار خوشم آمد و صبر و حوصله اش و فضای مسموم و نژاد پرستانه نگاه های مردم شهر رو در فیلم نشستم و دیدم.نمی دونم ولی یاد یه فیلم از براندو افتادم. یاد یه فیلم از بوگارت. وایلدر و کل لن نوآر. ببین راستی منم یه جنازه روی دستم مونده اگه خواست رفیقت واست کارآگاه بفرسته بگو یه موبور سفید کمر باریک لوند هم واسه من بفرسته... می دونم این جسد رو خوب بلطه زنده کنه...
گوت آبنت

مهربون said...

سلام آره تکلیفم با خدا خیلی روشنه ولی فقط خدا

نسيم said...

يعني اين عاليه. اين شيوه معرفي فيلم را مي گم

negar said...

کاش همین حالال کسی به جای خودمون بود که تکلیف خودمونو روشن میکرد!

نعیمه said...

اگر مقایسه بین امریکا و اروپا باشه از خیلی جهات دیگه هم به اروپا نزدیکیم و از امریکا دور. حالا فاصله جغرافیایی که جای خود دارد. اما در مورد موسیقی و ادبیات هم این مسئله صادقه.
سلام
ظهر به خیر.
من وقتی تو سوپرمارکت یه خانم با لبهای کلفت و ماتیک قرمز می بینم اگه خوشگل باشه می گم کاش یه مرد بودم ماچش می کردم. اما اگه زشت باشه دلم می خواد یه چیز کلفت بارش کنم. برای همینه که می گم خدا رحم کرد من مرد نشدم.
راستی به جای این که تو جمع یه کار بودار (ایضا صدادار) بکنی بشین کتاب احمد محمود رو بخون. اینجوری شاید از شر جنازه خلاص شدی.
فضولی کردم کامنتت برای زکریا رو خوندم.

راهی به رهایی said...

سلام آخ گفتی
خیلی خوب بود
خیلی

راستی با آسمونت موافقم با آّی رنگ روشنی روزش موافقم با ابرش موافقم اما اگر آسمونی باشه اگر هوا روشن باشه
نمیبینی همه چیز سیاه داره میشه اگر ستاره نباشه اگر ماه نباشه
اگر کاراگاه سیاهپوست نباشه
اونقت چی ؟
تکلیف ما چی میشه
من به ستاره و ماه بیشتر از روزهای ندیده دل خوشم
همین
ممنون که بهم سر زدی
از نوشته هات لذت بردم و لینک میکنم شما رو
باز همین

ناجورها said...

نبوغ شماهاهم مثل نبوغ لارس فون تریه تمومی نداره . هر روز یک ریویو برای یک فیلم اونهم با یک فرم دوست داشتنی .

رفقا خیلی از فیلمهای ایرانی رو نمی تونم گیر بیارم ، مثل مستند های ورنر هرتزوگ .

ارادتمند : ناجور

Hasti.N said...

این بدترین دردیه که میشه تصور کرد: جنازه بشی‌ و روی دست خودت بمونی. باید چال بشی‌، و اینکار رو فقط خودت میتونی‌ انجام بدی. این نسخه من، که نه شعاره و نه الکی‌ خوش بودن: یکی‌ دو ودکای ابسولوت. جنازه به کلی‌ یادت میره البته اگر خوش شانس باشی‌، اگر هم مثل من وقتی‌ مستی، غم‌هات دو برابر بشه که...وای به حالت.

مهتا said...

خیلی گیر میدی بعضی وقتا !!!!!!!!!!!!!

فرهاد said...

سرقت ادبی؟! آژان میارم در خونه تون!!!!شوخی میکنما داداش. جدی نگیریا.
سلام
موافقم باهات. به کمال

فرهاد said...

راستی درباره محدوده دایره با اون حسی که راجع به حضور بازیگر حرفه ای داشتی موافقم. یاد نقد یکی از مجله های هنری نیویورک راجع به فیلم بهمن قبادی افتادم(کسی از گربه ها..)یارو منتقده چون حامد بهداد رو نمیشناخته در کمال رو راستی و بدون رو دربایستی نوشته بود که حضور یک نابازیگر(منظور بهداد)چنان به یکدستی و کلیت اثر لطمه زده که آرزو میکنیم ای کاش این نقش اصلا نبود!

Foroozin said...

بذار فکرامو بکنم

مهربون said...

سلام صبح بخیر

مهتا said...

http://www.imdb.com/title/tt0404203/
اینه مشخصاتش
فیلم خیلی عالی هست .. حتما ببینش

مهدیه said...

سلام بر شاه رخ گرامی !


ما تازه از سفر یک ماهه برگشتیم و البته باز داریم همین فردا پس فردا می ریم!! گفتم بیام سلامی عرض کنم!

پستهای قبلی ات رو خوندم . مرسی از بابت لطفی که داری .
در بعضی موارد باهات موافقم و بعضی ها هم نه که بعدن راجع بهش حرف می زنم( چون الان فرصت ندارم!)...

خلاصه منظورم سلام و احوالپرسی بود!

خوش باشی با جسی و ماشا و نمی دونم کیا!!!

فمینا said...

من مدتهاست که روی دست خودم مانده الم
بوی جنازه ام تمام دنیا را برداشته نمی دانم با خودم چه کنم

وینستون said...

کریس عزیز
چند روز پیش با یه دوست مذکر دیگه در عالم مجازی به همین مشکل برخوردم.
ازش تعریف کردم و گفت چه عجب تو از من تعریف کردی.
همونطور که به اون گفتم به تو هم می گم. مثل این که فقط اسم ما زنها بد در رفته که نیازمند تایید کلامی هستیم. شما مردها که قربونتون برم دست ما رو از پشت بستید.
عزیز من وقتی من با این اختلاف سنی میام و تمام مطالبت رو با دقت می خونم و برات کلی کامنت دررررررررررررراز می نویسم. یعنی این که کارت خیلی درسته.
هر وقت دیگه ازم خبری نشد، اونوقت حق داری گله کنی.
وینستون سمیت

Anonymous said...

این ماشا تكرار ماشاالله نیست احتمالن؟

Anonymous said...

این ماشا تكرار ماشاالله نیست احتمالن؟

Naimeh said...

سلام
صبح به خیر