سنت ، متمايل است به اينكه همه چيز را يكدست كند ؛ تفكر سنتي تنوع را بر نمي تابد ؛ لباس يكدست ، زبان يكدست ، علاقه ي تفكر سنتي به استفاده ي مكرر از كلماتي نظير ِ "فقط " است ، تفكر سنتي وقتي پا به عرصه ي سياست مي گذارد فقط يك حزب را بر مي تابد –شعار ِ "حزب فقط حزب علي " در ادامه ي حزب ِ يكدست ِ رستاخيز - .
مدرنيته تغيير را براي تغيير مي خواهد ، يك مد جايگزين يك مد ديگر مي شود چرا كه مد قبلي داشت جامعه را به سمت ِ يكدست شدن پيش مي بُرد و يكدست شدن چيزي ست كه مدرنيته بر نمي تابد ؛ با دقت به زمان ِ جابجايي و تغيير ِمد در مي يابيم كه همواره زمان ِپيدايش ِمد ِجديد زماني ست كه يكدستي دارد از آستانه ي تحمل مدرنيته مي گذرد و همين ويژگي ِ خود-ويرانگري ست كه مدرنيته را زنده و قبراق نگه مي دارد ، چيزي كه اگر سنت (Tradition ) هم داشت شايد بدين حد اين كلمه اكنون بار منفي نداشت كه دارد .
توضيح 1 : اصطلاح تغيير براي تغيير كه در متن آمده از بودريار است كه در مقاله ي معروف اش – Modernity – از آن استفاده كرده است .
توضيح 2 : آخرين چيزي كه خوندم همين مقاله ي معروف مدرنيته ي ژان بودريار هست كه ترانه يلدا ترجمه كرده ن . خيلي هم روم تاثير گذاشته !
توضيح 3 : منظورم از عنوان پست قبلي اين نبوده كه هر كي Talk To Her رو نديده از زندگي ش هيچي نفهميده ! خيلي خنده داره اگه منظورم اين بوده باشه ! اصلا علامت ِ سوال براي اون عنوان نذاشتم كه يه موقع اين برداشت نشه كه اين عنوان استفهام انكاريه . اين فقط يه عنوان بود كه منو ياد "هر كي كه دريا رو نديده از زندگي ش چي فهميده ؟ "
مي ندازه ، همين !
نكته ي آخر :
امروز درگذشت ِ نمايشنامه نويس ، شاعر ،تاريخدان و فيلسوف الماني ، فردريش شيلر بود



|