Saturday, May 19, 2007

اگه به خاطر اين توله سگ نبود تا حالا طلاقت داده بودم !

فكر مي كنم وقتي يك مرد دارد از حقوق زنان دفاع مي كند دارد حقوق زنان را پايمال مي كند ؛ بديهي ست منظورم از حقوق زنان چيزهايي مثل ِ راي دادن و رانندگي كردن نيست - اين ها حقوق بديهي ِ‌هر انساني ست – بلكه منظورم قسمت هايي از خواسته هاي زنان است كه دقيقا به جنسيت ِ‌زنانگي مربوط مي شود مثل ِ‌ مادر شدن – بخوانيد تحميل كردن ِ‌پدر بودن بر مرد – يا سقط جنين – بخوانيد محروم كردن ِ‌مرد از پدر بودن – و . . . .

روشن تر بگويم ، انسان ها چرا از حقوق حيوانات دفاع مي كنند ؟ به اين دليل ساده كه حيوانات خودشان نمي توانند از خودشان دفاع كنند ؛ فكر مي كنم وقتي مردها دارند از حقوق زنان دفاع مي كنند شأن آنها را به شدت فرو مي كاهند ؛ , و نه تنها شأن زنان را فرو مي كاهند كه غيرمستقيم توانايي آنان را در رسيدن به خواسته هايشان نيز مي كاهند ؛ كاش مشكل به همين جا ختم مي شد ؛

متوني كه در دفاع از حقوق ِ‌زنان آفريده مي شوند اگر آفريننده شان مرد باشد به دليلي كه گفتم از خواندن – ديدن ،‌ شنيدن و . . . - مي افتند و اگر آفريننده شان زن باشد داريم سوژه را از زاويه ي كسي مي بينيم كه اين وسط ذي نفع است ، زني كه از حقوق زنان دفاع مي كند شاهد بي طرفي نيست كه در دادگاه حاضر شده باشد ، شاكي اي است كه نتيجه ي قضاوت حكم مرگ و زندگي را دارد برايش .

اين گونه است كه وقتي متني فمنيستي از زني فمنيست را مي خواني همان حسي را پيدا مي كني كه در پايان ِ‌رمان ِ‌پنين ِ‌ناباكوف ، وقتي مي فهمي راوي داستان نه تنها آدم بي طرفي نبوده بلكه از پنين متنفر بوده است حالا شك مي كني كه اصلا به چقدر از حرف هاي راوي – كتابي كه خوانده ايد – بايد اعتماد كنيد در واقع سرتان كلاه رفته است ! اما آنجا با يك متن هنري مواجهيم و پنين را دوباره و سه باره مي خوانيم و لذت مي بريم اما اينجا صحبت از يك متن دادگاهي ست – سعي نكنيد با پادرمياني و ريش گرو گذاشتن و . . . سعي كنيد وانمود كنيد با رسيدن ِ‌زنان به همه ي حقوقي كه مي خواهند دايره بر مرد ها تنگ نمي شود - .

ژوليا كريستوا مي گويد :‌

"

آرزوي مادر شدن كه نسل پيشين فمنيستي آن را آرزويي از خود بيگانه ساز و حتي ارتجاعي قلمداد مي كرد ، ظاهرا ً الگو و سرمشق نسل كنوني قرار نگرفت . اما در سال هاي اخير شاهد افزايش تعداد زناني هستيم كه نه تنها مادر بودن خود را موافق زندگي حرفه اي يا تعهد فمينيستي شان تلقي مي كنند بلكه مادر بودن خود را امري ضروري براي كشف خود مي انگارند و اين نه كشف تماميت و كمال كه كشف پيچيدگي تجربه ي زنانه اي است كه با شادي ودرد عجين است ( شايد خانم نيكو سرخوش كه مقاله را ترجمه كرده عجين بودن ِ‌شادي و درد را ترجمه ي Jouissance آورده باشد ) نهايت ِ‌چنين گرايشي را مي توان نزد مادران همجنس طلب يا برخي مادران مجرد يافت كه از پذيرش نقش پدرانه امتناع مي ورزند و در اين امتناع ،‌يكي از شديد ترين اَشكال رد قرار داد نمادين و نيز پرشورترين ستايش از قدرت مادرانه را تا حد خدايي مي توان مشاهده كرد . "

اين را بگذاريد كنار ِ‌ ايده ي كساني امثال ِ‌من كه بچه دار شدن را آرتيفكت ِ‌رابطه ي مرد – زن مي داند و ترجيح مي دهند مسووليت ِ‌منقرض نشدن ِ‌نسل ِ‌بشر را به عهده ي كساني بگذارد كه زن را موجودي مي دانند براي توليد مثل .

حالا مي توانيد به اول اين متن برگرديد !

23 comments:

ديوا said...

اگه به خاطر اين توله سگ نبود صد باره طلاقمو گرفته بودم .
اين خيلي نكته‌ي قابل توجهيه هيچ مردي به خاطر بچه زندگي نمي كنه .
و هيچ زني شوهرشو طلاق نمده بلكه طلاق ميگيره
اين يه تناقض تلخه

pulp said...

آقا فکر کنم خیلی موافق‌ام. اتفاقاً شبیه همین بحث رو با یکی دیگه داشتم خیلی وقت پیش‌ها. صرف دفاع از حقوق زن، یعنی کنارگذاشتن اون در حد بیماران خاص یا چیزهای این‌طوری... و ظاهراً کسی این رو نفهمیده.

در مورد بیگانه هم واقعاً نمی‌دونم چی بگم. نمی‌گم بدم اومد از کتاب. اما واقعاً در حد اسمش نبود. شاید هم به قول تو بد موقعی خوندمش

melpomene said...

tafakor baranGz tarin ghesmat< title e!
va be nazar sathi tarinesh!
man ama ino Bshtar shenidam: age va3 khatere to tule sag nabud,tahala talagh gereftre budam!
basteG dare az che manzari negah koni!

آقاي كلمه said...

سلام! البته اگه يه زن از حقوق خودش دفاع كنه نمي تونيم ردش كنيك چون اين وسط ذي نفعه ما از هر چي دفاع كنيم يا ردش كنيم مطمئن باش ذي نفعيم و البته يه مرد مي تونه از يه زن خوب دفاع كنه و چرا نكنه ! البته فكر مي كنم كريستواي عزيز هم دچار حس فمنيستي فوق العاده اي شدن كه البته براي من محترمه و اون حس خدايي رو من چقدر با پوستم احاس مي كنم و با خونم وم با گوشتم و دم تو اين وسط هم گرم شاهر خ عزيزم

عقیل said...

سلام بر شاهرخ عزیز
این رمان خنده در تاریکی نا باکوف را خوندی .سحر می کنه آدمو .نخوندی بخونش . شاهرخ چی شده دوز زنانگیت رفته بالا . ول کن این جماعت را
یه سر بیا شیدایان .از نمایشگاه کتاب برگشتم کوتاه نوشتم

اثر انگشت said...

ميدوني شاه رخ من اساسا" با فمنيسم بودن يا نبودن مشكل دارم.شايد چون تو ايران فمنيسم بودن يعني بد گفتن به تمام مردان جامعه. شايد اگه يكياز سرشناس ترين فمنيسمهاي اين مملكت يك زن بنام تهمينه ميلاني نبود و شعارهاي صد تا يه غاز نميداد مسئله برام فرق ميكرد ولي خودت بهتر ميدوني همه چيز رو.
و اما منم بيشتر زنها رو ديدم كه بخاطر "توله اي كه از خونه باباشون جهاز نياوردن"راضي به ادامه زندگي ميشن.

از زندگی said...

به نظر من این جدا کردن زن و مرد در دفاع از حقوق زنان خودش جای سوال داره. زن انسان است و در دفاع از حقوق انسانی چه زن و چه مرد باید تلاش کند! مادر شدن یا نشدن هم چیزی است که می باید در اختیار و اراده ی فردی باشد و آزادی عمل انتخاب فراهم باشد

ماکان said...

نمی تونم باهات موافق باشم...چون خودم یک مردم و حس خودم رو از دفاع از حق زن می دونم...من فکر می کنم اون دسته از مردهایی که به این مبارزات کمک می کنند فهمیدند که سعادت بشری فقط در داشتن حقوق برابر بین زن و مرد بوجود میاد....

عادله said...

به به مبحث مورد علاقه من !
چقدر با تو و با خانم ژولیا موافقم ...

sepideh said...

va porteghal forooshe femenisti hanooz ham peida nashode...khak bar sare bashar.

سیاوش said...

شاهرخ جان.تاحدودی مخالفم!نباید یادمون بره که وقتی تلاشی برای تعیین جایگاه زن صورت میگیره در تعیین حدود مردانگی هم تاثیرمیزاره.اگه بخوام یه مثال عامیانه بزنم,اگه مردی زن رو مظهر عشق بدونه رفتارش و در کل نگاه به زن و درواقع شیوه ی ابراز مردانگی اش خیلی فرق خواهد داشت با مثلن مردی که به زن یه دید ابزاری برای تولید مثل داره.به نظرم ما باید به بلوغی برسیم که وقتی میگیم وضعیت زن این رو در نظر داشته باشیم که داریم درباره ی یک وضعیت انسانی حرف میزنیم.
راستی اون تحقیق رو فوری برسون یه هفنه بیشتر وقت ندارم ها!خیلی مخلصیم!

baran said...

به نظر من خط کشی های جنسیتی تا موقعی که وجود داشته باشه نه زن به حقش می رسه نه مرد . هر انسانی می تونه از حقوق ضایع شده انسانی دیگر فارغ از جنسیت دفاع کنه .
اما من متنفرم از پدر و مادرهایی که منت ادامه زندگیشون رو با هم رو سر بچه هاشون میذارن . فکر میکنم بزرگترین احساس گناه رو در بچه به وجود میارن که عامل بدبختی پدر یا مادرشه . واقعا که مزخرفه

Agh Teymoor said...

uhum,

Anonymous said...

http://irwomen.net/first.php?id=325
http://irwomen.net/first.php?id=325

لیلا said...

چقدر تو این مسایل زن و مرد می کنی ؟بگذر از این همه خطوط جنسیتی !
خیلی وقته برای من تئوری جواب نمیده ! رفتارای روزانه آدما بیشتر نشون دهنده دفاع یا عدم دفاع یا عمق تفکرشون داره
شاد باشی !

Payam Sheikhattari said...

حق دارید در ایران هر موقع صحبت از حق و حقوق می شود آدم یاد جنگ و دعوا می افتد اصولا هم باور عمومی بر این است که آدم در شرایطی از حق خودش می گذرد و آنرا به دیگران می دهد که یا مجبور باشد و یا از سر ترحم. این به نظر من ویژگی جاهایی است که قوانین تکلیف حق و حقوق را مشخص نکرده باشند و مانده باشد یه کرم افراد. مگرنه همان رانندگی که شما بعنوان بدیهیات از آن یاد می کنید هنوز هم در برخی کشورها با آن مشکل جدی دارند. بهر حال من فکر می کنم این قانون است که با حقوق گروههای مختلف جنسی سنی و نژادی مشکل دارد و اگر ما می خواهیم چامعه اصلاح شود باید فقط به فکر حقوق خودمان به عنوان مرد، سفید پوست، انسان، بزرگسال و غیره نباشیم و برای احقاق حقوق غیر از خودمان تلاش کنیم. نه از سر ترحم بلکه از سر اعتقاد به درستی و حقانیت عمل. در ضمن می خواهم یادآور شوم که اگر کمک سفیدپوستان نوع دوست نبود سیاه پوستان به تنهایی قادر نمی بودند که این همه در قوانین تبعیض آمیز تغییر ایجاد کنند.

سام said...

سلام
به نظر من دفاع از حقوق ادما باید اصل باشه . دردنیایی که فارغ از جنسیت به اکثر ادما ظلم میشه . باید اعتراف کنم که هر چند که به برابری زن و مرد اعتقاد داشته باشیم ، با توجه به بافت فکری مرد و مهمتر از اون فرهنگ و سنتهایی که درست یا غلط پایه افکار مارو تشکیل میده خیلی سخته که بشه این برابری رو در عمل انجام داد .

من said...

چرا تا زنا از حقه خودشون دفاع میکنن میشن فمینیست؟
چرا اول جنسیت رو در نظر میگیرین بعدش انسانیتو همه ما اول انسانیم بعد زن و مرد.
خوب منم یه وبلاگ دارم که تازه به دنیا اومده خوشحال میشم شما هم یه نگاهی بهش بندازین.
http://heavenlyaurora.blogspot.com/

شیرین said...

تو به چه عنوانی این متن رو نوشتی؟
یک مرد؟
یک مدافع؟
یک ذینفع؟
قطعا تنها به عنوان یک انسان
فوق العاده بود
در مورد حس مادر شدن
...
دوستش داشتم
مرسی

مست دیوانه said...

همیشه هم نمیشه تلاش های آقایون در این رابطه رو محکوم کرد...این بحث نسبیه تا حدی

3t LITE said...

منظورتو نفهمیدم از اون پرنده هه! کدومو می گی؟
ببین یه کم دیر نیست برای کمونیست شدن؟! حالا که دیگه شوروی پاشیده و اینا

Anonymous said...

لزوماً اين‌جوری نيست. بعضی وقت‌ها خود حيوانات هم می‌توانند از خودشان دفاع کنند و خوب هم دفاع می‌کنند، ولی باز هم انسان‌ها از حقوق حيوانات دفاع می‌کنند. يک جای استلزام منطقی‌ات ايراد داشت.

Anonymous said...

karet kheili ghashang bood shah-rokh jan"age be khatere in toole sag nabood talaghet dade boodam"
na be khatere ink ezanam va zi naf'
moteasefane man baraye zendegi kardan kheili vaghte MARD shodeam!
mamnoon bekhatere inke sahme khodet ro ada kardi.