Saturday, June 2, 2007

درباره ي همنام - بخش سوم

آشوك و آشيما مي بينند كه روز به روز بيشتر و بيشتر دارند از فرهنگ و زندگي هندي خود دور مي شوند تلاش مي كنند بخش هايي ازين فرهنگ را دست ِ‌كم براي بچه هاي خود زنده نگه دارند اما مگر مي توان در برابر ِ چرخ هاي سترگ ِ فرهنگ ِ مدرن ِ‌آمريكايي تاب آورد ؟ اين تلاشي فرساينده است كه تا ژرفاي ناخودآگاه شان هم رفته ، نشان به آن نشان كه وقتي بخش دوم "‌همنام " تمام مي شود و منتظريم در شروع بخش سوم هواپيما در فرودگاه كلكته پايين بيايد و چند صفحه اي هم از هند بخوانيم و بشنويم ، در كمال خونسردي ادامه ي زندگي در آمريكا را مي خوانيم و اين يعني رابطه اي قطع شده ، هويتي گم شده و از همه مهم تر خلاقيتي انكار ناپذير كه لاهيري به خرج مي دهد . – اينجور حذف كردن ها آدم را ياد حذف هاي استادانه ي برسون مي اندازد بويژه در خانم هاي جنگل بولوني - .

نكته ي بعدي اينكه كنار هم قرار دادن فرهنگ ِ‌ آمريكايي و هر فرهنگ ِ‌ديگري پتانسيل هاي زيادي را براي آفرينش ِ‌يك كار هنري يا كاري كه به فكر فرو ببردت مي آفريند ؛ بودريار در كتاب ِ "‌آمريكا " – ترجمه ي عرفان ثابتي ، انتشارات ققنوس – به زيبايي هر چه تمام تر وبا نگاه ويژه ي خودش فرهنگ ِ‌ آمريكايي را با فرهنگ ِ اروپايي – بويژه فرانسوي – مقايسه مي كند و لاهيري اين كار را با ظرافت ِ‌تمام وقتي مثلا ً كلاس درس كودك شان را توصيف مي كند انجام مي دهد .

درباره ي همنام - بخش اول

درباره ي همنام - بخش دوم

9 comments:

Anonymous said...

salam ye sar ham be man bezan
be nazaram hamoon to blogfa mineveshti behtar bood...
www.booran.blogfa.com

اثر انگشت said...

واقعا" وقتي اسم لاهيري مياد يه حس احترام شديد تو وجودم جريان پيداميكنه . من ترجمان دردها رو هم خيلي دوست داشتم.

باران said...

سلام
فکر می کنم اگه این نوشته رو تو کارگردانی کنی حتما اسکار میگیره

مست دیوانه said...

من خیلی غصه میخورم که انقدر در این زمینه ها آماتورم!!
شمام هر روز این درد رو یاد آوری می کنین!!

طلوع said...

سلام
هر دوکتاب لاهیری رو خوندم ومنم همنام رو زیباتر یافتم.مخصوصا با اون نگاه منصفانه به مسئله فرزندان مهاجر وبا کسی که تا حدودی با جامعه هندی های مهاجر آشناست می شه نتیجه گرفت که جسارت گفتار این خانم بسیار زیاد و ستودنیه.

داستانک said...

http://haleheshgh.persianblog.com/

sepideh said...

gom shodeam...vaghti in baad ham be zabane gharibi hooo mikonad

حبسیات said...

چیزی ازش نمی دونم.نوشتم که چیزی نوشته باشم.موفق باشید

soda said...

delam tangide bod omadam
خب چیه نمی تونیم یه وقت دلمون گرفت یه سر به دوستان بزنیم؟